یکی که برای من خیلی محترم و مهم هست خواست عکس این پست رو بردارم

منم برداشتم

نه اهل شنیدن داریوش بودم نه آهنگ غمگین دوست داشتم. اتفاقی این ترانه رو شنیدم خیلی روم اثر گذاشت. بعد فهمیدم شاعرش وقتی پدرش فوت کرده این رو گفته. روز سالگرد انگار نه انگار یکسال گذشته... هنوز دلم هواییه که صداش کنم و جوابم رو بده. چشم من بیا منو یاری بکن...

چشم من بیا من رو یاری بکن
گونه‌هام خشکیده شد کاری بکن
غیر گریه مگه کاری می‌شه کرد؟
کاری از ما نمیاد، زاری بکن
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می‌خواد
قصه گذشته‌های خوب من
خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوم بذارم
تا قیامت اشک حسرت ببارم
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می‌خواد
 سرنوشت چشم‌هاش کوره نمی‌بینه
زخم خنجرش می‌مونه تو سینه
لب بسته، سینه غرقه به خون
قصه موندن آدم همینــــــه
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می‌خواد



تاريخ : جمعه ٢٠ بهمن ۱۳٩۱ | ٩:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()

خدایی شما جای من بودید اصلا وقت می‌کردید بیایید مطلب هم بذارید. برنامه‌های من در ماه بهمن که از اومدنش وحشت داشتم:

- من 11 تا تعجب دوست متولد بهمن دارم که یکیش خواهرم هست و کادو باید بگیرم و بقیه تبریک بگم. (چقدر دور من رو بهمنی گرفته‌ها)

- سه تا سالگرد از دنیا رفته هست که دوتاش برای پدرمناراحت هست و برنامه‌ریزی مراسم میخواد. (یکی قمری که تولد پیامبر بود و مامانم دوست داره یه مراسم کوچیک بگیره یکی هم مراسم رسمی که 20 بهمن هست) توی اون یکی هم که سالگرد آقای صابر هست و باید شرکت کنم.

- 10 تا برنامه بازدید دو روزه و سه روزه گروه‌های آموزشی هست که از اول سال در حال اجرا بوده و سه تا از این بازدیدها خارج از تهران و بقیه توی شرکت‌های داخل تهران هست که همگی هزارنوع برنامه‌ریزی و هماهنگیکلافه میخواد. خارج از تهران‌ها رو که خودمم میرم و 9 روز از ماه رو نیستم.

- یه دونه هم سالگرد ازدواج قلب دوستم هست که باید تبریک بگم.

تازه همه اینها جدای از کارهای عادی روزانه هستسوال خدایی من چطوری میتونم وقت کنم بیام مطلب بذارم؟ سرماخوردگی هم دارم و کسل هستمافسوس. خیلی رو دارم والا



تاريخ : سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳٩۱ | ٢:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.