خدایا یه سوال داشتم

فکر کنم کلا صورت غمگین و دل تنگ و چشم اشکی من رو بیشتر دوست داری. درسته؟

 

آدم دلش تنگ باشه... آسمان هم ابری باشه... فصل هم فصل پاییز باشه...

 از ابر که کمتر نیستم... من هم باریدم


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: رویا


تاريخ : یکشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩۱ | ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()

دخترای مردم اوقات فراغت دارن و بالاخره یه جوری سر خودشون رو گرم میکنند. حالا اون جور سرگرمی ها رو هم میذاریم کنار و میریم تفریحات سالم. خب بازم دخترای مردم واسه اینکه سرشون گرم بشه و بالاخره یه چیزی هم یاد بگیرن که به درد زندگی آینده‌شون بخوره میرن کلاس!

یکی میره کلاس آرایشگری و بعد هم افتخار میکنه که خط چشم میکشه صاف و مرتب توی پنج ثانیه و موهاش هم خودش درست میکنه!

یکی میره کلاس رقص که دیگه خیلی به خودش زحمت میده و اون رقصی که دوست داره رو یاد میگیره و توی عروسی و مهمونی‌ها همه هاج و واجش میمونن اونم خوشحال که مامان فلان پسر هم چشمک توی عروسی بوده دیده چه قشنگ میرقصه!

قدیم‌ترها یادمه خیلی مد بود و دخترا میرفتن کلاس آمپول زنی و آمپول هرچی در و همسایه هست براشون میزدن و مامانش هم قربونش میره که دخترم دکتر شده!

خلاصه میرن سراغ کلاس زبان، خیاطی، گلدوزی، گلسازی، سفره‌آرایی و اوووووووووووووه هزارتا کلاس دیگه که خب همگی هم به جای خودش مفید و خوب. تازه این کلاس‌ها با دوستای نزدیک هم بیشتر مزه میده و یه عالمه عین خودشون رو پیدا میکنند.

خب منم چه فرقی میتونم با دخترای دیگه داشته باشم؟ مگه من آدم نیستم؟ منم با دوستم کلاس رفتیم و یه عالمه عین خودمون رو دیدیم!!!

ایناهاشنیشخند

 

این منم! یاد گرفتم عین عنکبوت بچسبم به یه سنگ بزرگ و خودمو بکشم تا برسم بالاش! تازه حال هم میکنمعینک. به سرانگشت گیزگیز شده و کبودی زانو و خراش ساق پام هم با افتخار نگاه میکنم و لبخند هم میزنم.

سر صبحی به دوست عزیزم زنگ هم میزنم و سراغ زانوی خرد شده و ماهیچه گره خورده هم رو میگیرم و درحالی از خستگی له هستیم هر هر میخندیم!

خب دیگه.... اینم یه جورشه... جورش هم جوره

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: رویا , سفرنامه ها


تاريخ : یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱ | ٩:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.