چقدر آلودگی!

هوای شهرم آلوده شده است

هوای مردمش نیز

هوای عشق‌ها، هوای مهربونی

پس بگو چرا جز گلو و چشمم، قلبم نیز می‌سوزد

باید پاک شوند...

خدایا اندکی باران... اندکی اشک...



تاريخ : دوشنبه ٢٠ آبان ۱۳٩٢ | ۸:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()

روشنی‌گر راه زندگیم، کشتی نجاتم

فخر عالم وجودم، مظلوم مهربانم

مولای شهیدم، پایدار کننده دین و آیینم 

 

 

من با گریه بر تو غمگین نمی‌شوم، سبکبال پرواز می‌کنم. اوج می‌گیرم. عزتمند می‌شوم.



تاريخ : یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٢ | ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()

دیروز بعدازظهر میخواستم ادای رییس جان رو دربیارم دستم خورد یک لیوان پر چای ریخت روی کیبوردم کلافه حالا بازم این کیبورد عاریه‌ای هست و اونا گذاشتیم خشک بشه.. خدا کنه اینبار هم شانس بیارم نسوزهفرشته

یکی نیست بگه دختر مگه درد داری ادای رییس جان رو درمیاریعصبانی... زمان دانشجویی هم اومدم ادای یکی از استادها رو دربیارم از 9 تا پله پرت شدم پایین.. داغون و کبود شدمابله... دست و پام نشکست اما خیلی خدا رو شکر که کسی منو ندیدخجالت

نتیجه اخلاقی: هر وقت خواستید ادای کسی رو دربیارید همه جوانب رو بسنجید و دور و بر خودتون رو خووووووب نگاه کنید و دقت کنید نیشخند نیشخندترجیحا رووسا و اساتید رو بی خیال بشید!



تاريخ : دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢ | ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()

یه دسته از آدمهایی اصلا نمیتونم باهاشون کنار بیام اونایی هستند که به وقت و وقت‌شناسی اصلا اهمیت نمیدن. وقت خودشون به جهنم لااقل با کسی قرار دارن به موقع سرقرار حاضر بشن یا این‌که میخوان دسته جمعی جایی برن و یه ساعت حرکت مشخص هست به اون زمان احترام بذارن... وقت‌شناس باشید لطفایول... آدمهای دقیق آدمهای جذابی میشن.عینک یکی دو نفر دور و برم اینطوری هستند...

یه دسته از آدمهایی که اصلا دوست‌داشتنی نیستند اونایی هستند که امروز یه حرفی میزنن و یه نظری دارند بعد فرداش یه چیز دیگه میگن... آخه یکی نیست بگه خب دیگران به حرفت احترام گذاشتن و روی حرفت حساب کردند و یه برنامه‌ای چیدن... یهو حرف و نظرت رو عوض میکنی بی‌احترامی به دیگرانه... منظورم این نیست که آدم باید مصداق ضرب‌المثل مرغ یه پا داره باشه... اینطوری هم اصلا خوب نیست. مثلا میپرسم: به نظر شما برای فلان برنامه این کار خوب هست انجام بدم؟ طرف میگه بله بله عالیه ... بعد من یه عالمه برنامه میریزم و وقت میذارم فرداش میگه نه نه اینطور خوشم نمیاد نظرم عوض شد... مرض داری؟ والا عصبانییکیشون رو دور و برم دارم...

یه دسته دیگه از آدمهایی که به نظرم بی‌ارزش هستند کسانی هستند که از محبت کردن و دوستی و ارتباط با دیگران فقط به نفع خودشون هدف‌دارند. منظورم آدمهای موذی هست. در مورد این نمیدونم چطوری توضیح بدم حتما خودتون میدونید و حتما باهاشون برخورد کردید. یه مدت با شما گرم میگیرن و وقت و حوصله‌تون رو از بین میبرن بعد به منظورشون که رسیدن یهو غیب میشن... اینا خیلی بی‌ارزشن خیلی زیاد.. چند وقت پیش با یکیشون برخورد داشتم... حالا تازه اگر به زور به خاطر ادب تحملشون کرده باشی که سخت‌تر آدم هم میشه...بازنده



تاريخ : یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٢ | ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()

از علی گفتن در کلام و لغت خیلی بزرگترهای پیش از ما نیز نگنجیده و صاحب فضل و قلم و سبک ادبی هم نتونسته قطره‌ای از دریا را حتی توصیف کند... شناختن که بماند

نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت           متحریم چه نامم شه ملک لافتی را

 اما من، نه به جسارت خودم، بلکه با تکیه به مهربانی مولایم ازش حرف میزنم که آن حیدر کرار و شاه یلان رئوف است چون قطره‌های باران

خوشا دردی که درمانش تو باشی        خوشا راهی که پایانش تو باشی

  از کودکی نادعلی رو یاد گرفتم حتی بدون دونستن معنیش.. بعدها فهمیدم که هرجا گیر کردم بگم: نادعلیا مظهرالعجائب ... بخوان علی را که مظهر و سرچشمه عجایب است و کمک کننده توست در سختی‌ها و دشواری‌ها، تمام هم و غم و اندوه از بین می‌رود به بزرگی خداوند و به نبوت پیامبر و به ولایت تو یا علی و 110مرتبه صداش میکردم.

ای درد توام درمان در بستر ناکامی                 ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی

 امروز فکر کردم چقدر غرق دنیا و بی‌لیاقت شدم که فراموش کردم چه گنج نهانی دارم و ازش کمی فاصله گرفتم. از کودکی به نام "علی" حساس بودم... حالم منقلب و دگرگون میشد چه با آوازهای دشتی همراه با دف و نی خونه خاله‌اینا و چه با نوای تنبور عارفانه و مدح عاشقانه مولاعلی با صدای مرحوم عالی‌نژاد توی خونه خودمون.

من آن مستم که پا از سر ندانم                    سر و پایی به جز دلبر ندانم

دل آرامی کز او دیده دلارام دلارام                   به غیر از ساقی کوثر ندانم

 سرور دوست داشتنی من، من حتی در وصف تو در کوچه خیابان یا هرجایی که دیگه گفته بشه اشک خواهم ریخت. اسدالله پیروز من، بر مظلومیتت اشک خواهم ریخت.. وصی بر حق پیامبر خوبی‌ها، من به تو می‌بالم و همه افتخار زندگیم عجین بودن با توست...

در پای تو افتادن شایسته دمی باشد                  ترک سر خود گفتن زیبا قدمی باشد

 از علی همه گفتند... حکما و دانشمندان دنیا... تاریخدانان و بزرگان جهان، شعرا و عرفا... از علی آقای صابر گفته ... از علی دایی جونم و حتی من گفتم و سرودم... مولانا نیز چنین سروده:

تا صورت  پیوند  جهان  بود   علی   بود               تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

آن  شیر  دلاور که برای  طمع  نفس                  بر خوان جهان پنجه  نیالود  علی بود

شاهی که ولی بودو وصی بود علی بود           سلطان سخا  و کرم و جود علی بود

چندان که در آفاق نظر  کردم  و  دیدم               از روی یقین در همه موجود، علی بود

این کفر نباشد، سخن کفر نه این است           تا هست علی باشد و تا بود علی بود

 از امیرمومنان گفتن بهانه نمیخواد... هر روز و هر زمان میشه ازش گفت اما عید غدیر بهانه من شد تا هرچه در ذهن داشتم بنویسم و به بهترین دوستان، خوانندگان همراه وبلاگم تقدیم کنم ....

عید همتون مبارک



تاريخ : چهارشنبه ۱ آبان ۱۳٩٢ | ۳:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()

بهونه برای زیبا و شاد زندگی کردن زیاد هست. این‌که ما سالم باشیم یا دوستهای خوب و خانواده خوب.. این‌که کار خوب داشته باشیم.. حتی برای کسی که هیچکدوم از اینا رو هم نداشته باشه زندگی میتونه شاد باشه و برای کسی هم همه اینا و خیلی بیشتر از اینا رو داشته باشه میتونه زندگی پر از غم باشه... من تجربه‌هایی که داشتم هرقدر هم کم اما بهم ثابت شده حس خوشبختی و شادی بودن دست خود ما آدمهاست.. اگر کینه به دل نداشته باشیم... اگر قانع و شاکر باشیم و اگر خوب باشیم و خوب زندگی کنیم... اگر عشق بورزیم به همه چیز و همه کس اونوقت اونا هم به ما عشق میورزند... فقط منظورم آدمها نیست..همه کائنات رو میگم... همه عالم رو میگم

تا حالا رفتی سفری که توی راه آهنگهای نوستالژی مثل: سر درس هندسه، کلاغ دم سیاه، بلا شیطون خودم، پرنده قشنگم کی میایی، ای یار ای یار ای یار دلتو به هیشکی نسپار و... یه عالم آهنگهای به قول معروف زیرخاکی و خاطره برانگیز بشنوی و غرق احساس بشی و البته قاه قاه بخندی؟قهقهه

تا حالا رفتی سفری که وقتی رسیدی به مقصد و راه طولانی و پر از برنامه بازدید از مناطق دیدنی سر راه رو پشت سر گذاشته باشی... بعد کمی حال‌ندار هم باشی و قرص مسکن هم خورده باشی ... بهتر هم این‌که محل شبمانی یه جای دنج و ترتمیز باشه بعد بگیری بخوابی اونم چه خوابیخواب.... اونوقت یکی از همسفرهات گرسنه‌اش بشه بعد به جای اینکه یه ذره نون برنداره بخوره ( به اعتراف خودش البته میترسیده صدای مشمای نون ما رو اذیت کنه!!!هیپنوتیزم) با چاقو تق‌تق گردو بشکونه بخوره که صداش کمتر باشهتعجبکلافه بعد به یکی دوتا هم راضی نباشه که... پوسته هاش هم ول کنه توی آشپزخونه پر مورچه بشه! اونوقت صبح بیدار که شدی ببینیش و با بقیه فقط قاه قاه بخندی؟قهقهه

تا حالا رفتی سفری که دو تا از همسفرهاتون شیطونی کنن و سر هر وعده غذا حرفهای چندش‌آور و حال‌بهم‌زن بزننسبز و شماها هم هی ایش ایش و اییی اییی کنی و حتی اگر نتونی از شدت خنده درست غذا بخوری و دلت بخواد به خاطر حرفهاشون بزنیشون اما جای زدن قاه قاه بخندی؟قهقهه

تا حالا رفتی سفری که برای اولین بار پشت سر هم سوتی بدی به نظر یه دختر ساده و بی دست و پا به نظر برسیخجالت اما به جای اینکه لجت بگیره و خجالت بکشی به سوتی‌های خودت قاه قاه بخندی؟قهقهه (البته یه جایی هم خدا رحم کرد و امدادهای غیبی جلوی منو گرفتن که یه جمله رو نگفتم اوه که اگر میگفتم تا آخر عمر گریبانگیرم استرسمیشد... خدایا ممنون که من اون سوتی رو ندادم... والا)

تا حالا رفتی سفری که فکر کنی شاید چون فقط چهارنفر هستی و تعداد کم هستافسوس نشه خیلی شلوغ‌بازی کرد و خوش گذروند اما دقیقا برعکس بشه و از این بعد نظرت این بشه که تعداد کم بهتر هم هست و اینقدر بهت خوش بگذرههورا و حتی یک مورد حتی یک مورد ناراحت کننده پیش نیاد که یه ذره هم مجبور بشی تحمل کنی و کلا فقط قاه قاه بخندی؟قهقهه

من خوش شانسم... چون یکی از اون چهار نفر این سفر من بودم... من خوش شانسم چون توی سفر... توی خونه... توی اداره و هرجای دیگه که باشم دوست دارم از بودن دیگران لذت ببرم و دوست دارم دیگران از وجود من و بودن من لذت ببرن... دوست دارم توی خاطرههای خوب دیگران سهم داشته باشم... حتی آدما اگر به تنهایی شادی‌آفرین نباشن میتونن شادی کوفت کن هم نباشن.

یه مطلب اختصاصی: لااقل اگر راننده کامیون نمیشیم و شایدهم هیچوقت نتونیم راننده کامیون بشیم حداقل گواهینامه‌شو که میتونیم بگیریم!!!

بازم میگم شاد بودن و شاد زیستن دست خودمون هست.. اگر حتی هیچکدوم از شرایط زندگی وفق مرادت نباشه میتونی سر دنیا رو با غمهاش جلوی خودت خم کنی.. میتونی امتحان کن...

پی نوشت: گاهی دلم آدم میگیره.. گاهی پر از احساسات پیچیده و ناشناخته میشه.. بعضعی وقتها غم و دلتنگی پا روی قبلت میذاره... گاهی وجودت چنان ابری میشه که ساعتها میباری... هم طبیعی هست هم قشنگ... اما غم توی دل خودمون و شادی برای عزیزامون...



تاريخ : چهارشنبه ۱ آبان ۱۳٩٢ | ٩:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.