امسال با نزدیک شدن به روز تولدم حالم با سالهای قبل فرق می کرد. زیاد برام دلچسب نبود. و نمیدونم چرا

فکر می کردم هرسال که اینقدر خوش میگذره به خاطر حس و حال خوب خودمه

اما دیشب کلی با مامان و آبجی ها گفتیم و خندیدیم. خاطرات بامزه قدیم. شام خوشمزه و هدیه. شب بسیار شیرینی شد. 

صبح اومدم سر کار. خود به خود همه چی عالی شد. همکارهای مهربونم چه توی وایبر و چه تلفنی

دوستهای عزیز گروه کوهنوردیم هم چه توی وایبر و چه تلفنی

تبریک آبجی ها اونم اول صبح

و پیامهای پر از عشق و پر از انرژی مریم صبح و هدیه قشنگش

اومدن همکارها و دوستهای سازمانی دور هم خوردن بستنی. مخصوصا فال حافظی که آقای شه بخش برام گرفت.

و تبریک دو نفره وحید و سحر همزمان و هم صدا که آخر روز اداری رو حسابی شیرین کرد.

روز خوبی شد. امسال رو هم حسابی دوست داشتم. اونی که فکر میکردم نشد اما طوری که شد خیلی خیلی شیرین بود. رکورد تبریک...

امروز خیلی خدا رو شکر کردم. خدایا شکرت که اینقدر آدم خوب دور و برم هست. خدایا ممنونم برای وجود عزیزانم... برای من نگهشون دار... آمین

 

ای که با سلسله زلف دراز آمده ای...



تاريخ : یکشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()

گربه ها بی چشم و رو نیستند. سگها پاچه گیر، گاوها گیج، خرها نفهم، گرگها دریده، روباه ها مکار، کلاغ ها دزد، موش ها کثیف و گرازها وحشی نیستند

صفتهای خودمون رو به حیوانات نسبت میدیدم. براشون صفت میسازیم و به خودمون نسبت میدیدم. چه صفت خوب چه بدش جالب نیست.

حیوانات غریزی عمل می کنند. کمی شبیه کودکی ما. هدف، منظور یا نیت خاص و بد ندارند. شبیه کودکان. 

ما کودکان رو می بخشیم و باهاشون بد رفتار نمی کنیم چون همیشه میگیم: دست خودش نیست که بچه اس. اما حیوانات رو نمی بخشیم و تنبیه می کنیم.

چقدر زجر کشیدم وقتی در خبر خوندم که شخصی چند روباه رو دار زده و وقتی ازش پرسیدن چرا؟ جواب داده درس عبرت بقیه روباها بشه که مرغهای منو نخورن

چقدر زجر می کشم وقتی با بیل دست گربه بیگناهی قطع میشه چون شاید از گرسنگی غذایی برداشته

چقدر زجر میکشم که حیوانات رو کتک میزنند که بار بیشتری ببره و چرا ایستاده. شاید از خستگی ایستاده

چقدر زجر می کشم که حیوانات سیرک چقدر کتک میخورن تا کاری شبیه ما انسانها یاد بگیرن

اینها مخلوقات خداوند هستند. هرکدام برای هدفی در طبیعت به وجود آمده اند و در جهتی گام برمیدارند و رشد می کنند که باید. به هدف غایی خلقت خودشون هم میرسن. دقیقا برعکس خیلی از ما آدمها

ندیدم حیوانی پشت حیوان دیگر حرف بزنه. تهمت بزنه. آبرو ببره. زیرآب بزنه. اما چیزهایی دیدم که درس گرفتم و به دیده تحسین نگاه کردم.

فقط در تخریب منابع طبیعی و دخالت در چرخه زیست و هر نوع استفاده ای از نعمتهای دنیا خودمون رو محق و محور هر چیز می دونیم. اما اینکه اگر ما برتر از همه طبیعت و مخلوقاتیم علت داره. ای انسان وقتی صاحب مقام هستی یعنی بر تو مسئولیت ها و انجام وظایفی هم هست.

خدایا تو را به عظمت یاد می کنم و به قدرت و زیبایی تحسین...

اشرف مخلوقات! همه طبیعت، همه کائنات و همه عالم برای چیزی که آفریده شده زندگی میکنه و نفس میشکه. تو چطور؟؟؟؟



تاريخ : دوشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩۳ | ٧:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()

چه خبره؟ آخه چقدر بار عاطفه و احساس توی قلبم زیاد هست که:

اینجا می نویسم سبک نمیشه. توی وایبر و لاین و پیامک هم می نویسم اما سبک نمیشه. توی صفحه ورد توی کامپیوتر می نویسم سبک نمیشه. توی دفتر خاطراتم می نویسم سبک نمیشه. حرف میزنم سبک نمیشه. حافظ میخونم سبک نمیشه. قرآن میخونم سبک نمیشه. با خودم حرف میزنم سبک نمیشه. توی تیکه کاغذ پاره مینویسم سبک نمیشه... سبک نمیشه... سبک نمیشه

فقط گاهی نگاهی به آسمون میکنم. به خدا لبخند میزنم. اما گاهی نگاه سرزنش بار هم به خدا میکنم. یه بنده پررو... اما بعدش دوباره با بغض میخندم و توی دلم میگم غلط کردم. بعد به ابرها خیره میشم و میگم: منو اینطوری خلق کردی... اینطوری میخوای... اینطوری می مونم با همه سختی هاش... هرچی تو بخوای... هرچی تو بگی

بعد سبک میشم... برای لحظاتی سبک میشم...



تاريخ : دوشنبه ۳ شهریور ۱۳٩۳ | ٧:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.