چند روز پیش با دوستانم برای شام خوردن در یک رستوران تایلندی قرار گذاشته بودیم. هم اینکه مدتیه همه گرفتاریم و نمیتونیم کوه بریم ولی حداقل قراری باشه همدیگه رو ببینیم.

غذای تایلندی هم باعث میشد هم تجربه جدید باشه هم بهانه جذابتری برای دور هم بودن

یک منوی غذا با اسمهای عجیب غریب

کلی بگو بخند سر تلفظ و انتخاب غذاها تا اینکه هرکسی یک غذایی که نزدیک به مزاجش بود انتخاب کرد اما کاش یک نفر از ما فیلم میگرفت موقع خوردن قهقهه هفت هشت نفری بودیم و 16 تا دست که توی بشقاب همدیگه می لولید برای تست مزه جدید. روش آموزش استفاده از چوب های مخصوص این غذاها ( من چون چین رفته بودم مثلا معلم بقیه بودم ولی چه مربی بودم بماند) خوردن ترشی خیلی خیلی تند لیمچی و آتیش گرفتن و سر و صدا کردن و خندیدن

خدا رو شکر که میز ما رو بیرون چیدن وگرنه بیرونمون میکردننیشخند

 

 

 

پی نوشت: خدا همیشه منو خیلی دوست داره. نمیدونستم دقیقا روزی کنار دوستانم جمع میشم که روز خسته کننده و بدی دارم. دیروز خسته بودم. فکری و جسمی اما این دورهمی اونقدر به موقع بود و اثرگذار که فهمیدم بازم کار خدا بود که دقیقا این روز قرار گذاشته شده بود.



تاريخ : چهارشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٥ | ۸:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
یشاپیش ممنونم که به یادشون هستین ایمان دارم که خداوند همه رو مى بینه و یک روزى در جایى که فکرش رو  نمی کنید براتون جبران مى کنه . روزى جایى درى به رویتان  باز  مى شه که بارها کوبیدینش و  پشت در ایستادین و خدا رو صدا زدین  اون روز که اون در معجزه آسا باز شد  یادتون باشه جواب همین کاراى کوچک و دعاى این موجودات بى پناه  بوده 
 
دلتون گرم دستتون پر برکت 


تاريخ : شنبه ٦ آذر ۱۳٩٥ | ۸:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()

کمی به من زور بگو

زورگوی دوست داشتنی من

مثلا بگو: به زور هم که شده برای تو هستم

باید تو را دوست داشته باشم

باید تو را در آغوش بگیرم

باید تو را ببوسم

کمی زور بگو

 

ر.ص



تاريخ : چهارشنبه ۳ آذر ۱۳٩٥ | ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.