از علی گفتن در کلام و لغت خیلی بزرگترهای پیش از ما نیز نگنجیده و صاحب فضل و قلم و سبک ادبی هم نتونسته قطره‌ای از دریا را حتی توصیف کند... شناختن که بماند

نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت           متحریم چه نامم شه ملک لافتی را

 اما من، نه به جسارت خودم، بلکه با تکیه به مهربانی مولایم ازش حرف میزنم که آن حیدر کرار و شاه یلان رئوف است چون قطره‌های باران

خوشا دردی که درمانش تو باشی        خوشا راهی که پایانش تو باشی

  از کودکی نادعلی رو یاد گرفتم حتی بدون دونستن معنیش.. بعدها فهمیدم که هرجا گیر کردم بگم: نادعلیا مظهرالعجائب ... بخوان علی را که مظهر و سرچشمه عجایب است و کمک کننده توست در سختی‌ها و دشواری‌ها، تمام هم و غم و اندوه از بین می‌رود به بزرگی خداوند و به نبوت پیامبر و به ولایت تو یا علی و 110مرتبه صداش میکردم.

ای درد توام درمان در بستر ناکامی                 ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی

 امروز فکر کردم چقدر غرق دنیا و بی‌لیاقت شدم که فراموش کردم چه گنج نهانی دارم و ازش کمی فاصله گرفتم. از کودکی به نام "علی" حساس بودم... حالم منقلب و دگرگون میشد چه با آوازهای دشتی همراه با دف و نی خونه خاله‌اینا و چه با نوای تنبور عارفانه و مدح عاشقانه مولاعلی با صدای مرحوم عالی‌نژاد توی خونه خودمون.

من آن مستم که پا از سر ندانم                    سر و پایی به جز دلبر ندانم

دل آرامی کز او دیده دلارام دلارام                   به غیر از ساقی کوثر ندانم

 سرور دوست داشتنی من، من حتی در وصف تو در کوچه خیابان یا هرجایی که دیگه گفته بشه اشک خواهم ریخت. اسدالله پیروز من، بر مظلومیتت اشک خواهم ریخت.. وصی بر حق پیامبر خوبی‌ها، من به تو می‌بالم و همه افتخار زندگیم عجین بودن با توست...

در پای تو افتادن شایسته دمی باشد                  ترک سر خود گفتن زیبا قدمی باشد

 از علی همه گفتند... حکما و دانشمندان دنیا... تاریخدانان و بزرگان جهان، شعرا و عرفا... از علی آقای صابر گفته ... از علی دایی جونم و حتی من گفتم و سرودم... مولانا نیز چنین سروده:

تا صورت  پیوند  جهان  بود   علی   بود               تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

آن  شیر  دلاور که برای  طمع  نفس                  بر خوان جهان پنجه  نیالود  علی بود

شاهی که ولی بودو وصی بود علی بود           سلطان سخا  و کرم و جود علی بود

چندان که در آفاق نظر  کردم  و  دیدم               از روی یقین در همه موجود، علی بود

این کفر نباشد، سخن کفر نه این است           تا هست علی باشد و تا بود علی بود

 از امیرمومنان گفتن بهانه نمیخواد... هر روز و هر زمان میشه ازش گفت اما عید غدیر بهانه من شد تا هرچه در ذهن داشتم بنویسم و به بهترین دوستان، خوانندگان همراه وبلاگم تقدیم کنم ....

عید همتون مبارک



تاريخ : چهارشنبه ۱ آبان ۱۳٩٢ | ۳:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.