رویای زندگی

یک دشت وسیع، یک کوه بلند

آشنای هم، اما ناشناس

کوه سر به آسمان دارد و انباشته از برف غرور

دشت بر زمین، مملو از لاله‌های کوچک بی آب

کاش خورشید عشق، گرم و داغ

برفهای قله را آب می‌کرد

خدایا دشت تشنه‌ست

کاش او را سیراب می‌کرد...

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ توسط رویا صفرزاده نظرات () |

Design By : Night Melody