مادر ، کلمه مادر نمیدونم چه معنای عظیمی داره... الان یه دنیا غم توی دلم هست. به خاطر خوندن مطلب مریم در مورد امروز مادر و مادرها و مادر بودن نوشت

من نمی تونم یه مادر رو بفهمم و مادر را فهمیدن فقط وقتی امکان داره که مادر باشی. برای مریم بغض که هیچ... گریه کردم. همش تقصیر مریم شد.ناراحت

بعد یاد مامان خودم افتادم.. یاد صورت مهربونش و یاد همه مهربونی هایی که اصلا لازم نیست انجام بده... دلیلی نداره اینهمه فداکاری و اینهمه عشق... دلیلی نداره اینهمه از خودگذشتگی... دلیلی نداره هرچی من دوست داشته باشم تو هم دوست داشته باشی... دلیلی نداره پا روی آرزوها و خواسته هات بذاری به خاطر من... دلیلی نداره که غصه هرچیزی برای من رو بخوری... دلیلی نداره اینهمه از پریشونی هام پریشون بشی... دلیلی نداره هر روز صبح تا 4 سال تموم همراهم تا ایستگاه اتوبوس بیایی... دلیلی نداره هرچی اذیتت کنم تا بگم ببخشید مامان جون بخندی و ببخشی... دلیلی نداره اندازه چند تا سفر زیارتی که همیشه آرزو داشتی به من کمک مالی کردی و حالا برای این سفرها اینقدر ممنون باشی؟ دلیلی نداره اینهمه شب بیداری برای بیمارهای من داشته باشی اما حالا هنوزم هر وقت حالت بد میشه صدامون نمیکنی که بد خواب نشیم و صبح که بخیر گذشته با لبخند و کمی هیجان از دردی که داشتی و حالا تموم شده میگی... تازه ما دعوات هم می کنیم چرا صدامون نکردی؟ دلیلی نداره چون زن سنتی هستی با همون حجب و حیای قدیم به خاطر فوت بابا بی تابی آشکار نکنی و هوای ما رو داشته باشی... دلیلی نداره هنوزم توی مهمونی ها تا خیالت از جا و حال ما راحت نشده آروم نگیری... دلیلی نداره با هرکسی ما دوست داشته باشیم دوست باشی و هرکی رو دوست نداشته باشیم راحت بپذیری... دلیلی نداره اینهمه پختی و شستی و زحمت کشیدی هنوزم بگیم این خوشمزه شد این بدمزه شد و تو هیچی نگی... دلیلی نداره هنوزم اگر دیر بیام دم در بشینی تا دلشوره ات رو برای این بچه ات اون بچه ات نبینه... دلیلی نداره اینهمه اینهمه اینهمه اینهمه زحمت که از بچگی و زمان ناتوانی ما کشیدی و حالا همش افتخار میکنی که مثلا ما چی شدیم و مثلا قدر شناسیم... دلیلی نداره وقتی میگم قربونت برم آشفته میشی میگی خدا نکنه، من قربون تو بشم...

آره شاید یه آدم عادی برای یه آدم عادی اینا دلیلی نداشته باشه اما همه اینا برای یه مادر دلیل داره... آخه اون مادره... یک کلمه با یک اقیانوس معنی...



تاريخ : یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳ | ۸:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.