مطلب زیر عینا از وبلاگ دوست همیشه همراه و راهنمای خیلی از سوالاتی که داشتم. یه خانم متفاوت از دیگران، ژاله مهربانم است.

مامان جون باز  داریم جامونو عوض میکنیم؟ 
از این ساختمان جدید هم بیرونمون انداختن... چه بیرحمند این آدما.. حالا چی میشه ما هم یک گوشه از ساختمان بزرگشون زندگی کنیم.

بچه چقدر حرف میزنی.. مگه ندیدی چطور خواهر و برادرت را انداختن تو سطل زباله شهرداری من فقط تونستم تو رو نجات بدم... مجبورم هی جامو عوض کنم وگرنه تو را هم از من میگیرن یک بلائی سرت میارن
 
 
 پی نوشت: این صحنه رو زیاد دیدم. دلم برای خونه به دوشی این مخلوقات ملوس خداوند میسوزه.. خدا هیچ چیز رو بیهوده نیافریده و حتما سوال خواهد کرد. از من... از تو... و از همه ... از اشرف مخلوقات!
 


تاريخ : سه‌شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۳ | ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.