امروز به یه نتیجه رسیدم. البته بهش قبلا رسیده بودم ولی امروز به طور قطع رسیدم.

وقتی کسی هوای حیوونها و طبیعت رو داشته باشه محاله به فکر آدمها نباشه و کسی هم که از چشمهای گرسنه یه گربه غمگین نشده باشه نمیتونه چشمهای گرسنه یک آدم رو درک کنه

بعضی وقتها یه حرفهایی زده میشه  که اگر به عمق و ریشه اش دقت کنی اصلا اصلا اصلا نه تنها زیبا نیست بلکه خیلی هم مضر هست و ممکنه تیشه به ریشه خیلی ارزش ها بزنه، بدتر اینکه یه عده ساده و بدون فکر هم میگن: بد هم نمیگه ها... اما بخدا قسم همین حرف تمام شان انسان و انسانیت رو زیر سوال میبره

من توی سازمان دور ریز و مونده غذای دست خورده سر میزم رو برای حیوانات میبرم. برنجها برای کبوترها و گوشت ها برای گربه ها... خدا رو شکر اینقدر دوستان خوب دارم که اونا هم همین کار رو میکنن و چندتاشون هم میارن که من برای گربه ها ببرم. بامزه اینجاست گاهی میام میبینم روی میز اداره یه ظرف که کمی توش غذا هست و یه نامه هم روش: رویا جان از طرف ما برای گربه ها... خیلی برام لذت بخشه

یه همکار هم دارم حسابی از گربه میترسه اما اینقدر حرفهای من روش اثر کرده که من نباشم هم مونده غذا رو برمیداره و دورتر از گربه ای که دیده می ایسته از عابرها میپرسه شما از گربه میترسی؟ و اگر بگن نه بهشون میگه لطفا اینو بدید به اون گربه که اونجاست قلب فقط کافیه بخوای

رشته حرف گم نشه. با ظرف سالادی که توش اضافه غذا برای گربه ها بود ایستاده بودم. دست همکارمم ظرف ماست بود که توش برنج برای کبوترها بود. همه که منو میشناسن و یکیشون با شوخی گفت این غذای سازمان رو به گربه هات میدی مریض میشن میمیرن دیگه . من خندیدم و ادامه داد ببین ما چه پوست کلفتیم.

یکی دیگه برگشت گفت: اه گربه چیه؟ باید همه گربه ها رو کشت! اول اومدن بگم منم با کشتن موافقم اما کشتن بعضی آدمها! اما چیزی نگفتم و فقط گفتم: آخی نه

تموم نکرد. ادامه داد. کاش لااقل به همون گربه ها گیر میداد. حرفی زد بدتر. گفت اینا رو نده به گربه ها. اینا رو بده به این بدبخت بیچاره هایی که از توی سلطهای زباله چیز برمیدارند بخورن! تعجب کردم و باز ادامه داد: یکی هست من میبینمش هر روز . از توی سطل آشغال چیزی برمیداره میخوره! گفتم اینو بهش بدم؟؟ همکارمم نه گذاشت و نه برداشت گفت: اره واقعا راست میگه. فرصت بحث نبود. منم فقط گفتم اینا برای یه انسان مناسب نیست.

به همکار هم اتاقم و بعد رفتم به اونای دیگه که توی آسانسور بودن توضیح دادم. سعی کردم جلوی یه فرهنگ زشت رو بگیرم. بهشون گفتم شان و منزلت انسانها رو در نظر بگیرید. اگر اون فرد به حدی به تنگنا و گرسنگی رسیده (که وای بر ما و بر جامعه ما) که خم میشه از سطل زباله غذا برداره، پس اگر ما پس مانده غذایی رو بهش بدیم تکلیف انسانیت ما چی میشه؟ همه ما توی اداره برای خودمون نون میخریم و صبحانه میخوریم. واقعا اگر همچین آدمی رو می بینید ( من تا به حال ندیدمش) بیا و یه لقمه براش درست کن و ببر. از غذای خوب ناهارت براش کنار بذار و ببر. نه اینکه پیشنهاد بده از گوشت های تیکه شده توی ظرف سالاد که فقط برای جلوگیری از اسراف میخواییم یکی دو تا گربه گرسنه کمی سیر بشن، رو به یه آدم بدیم

من همیشه از حیوانات دفاع کردم. بازم میکنم. دوستشون دارم. ازشون نامردی و بی محبتی ندیدم. توی چشمهاشون قدردانی و محبتی خالص دیدم که توی چشم خیلی از ادمها ندیدم. دروغ نشنیدم ازشون. تهمت نزدن. باهاشون شاد بودم. اما اون روز از انسانها و انسانیت دفاع کردم. مبادا روزی بیاد که یادمون بره انفاق یعنی از بهترین ها بخشیدن. مبادا یادمون بره ظاهر و وضعیت ظاهری آدمها مبنای قضاوت نیست. مبادا یادمون بره اگر هر خطایی کرده ( معتاد بوده . دزد بوده. احمق بوده هرچی که بوده) و حالا بدبخت شده ما هم توی سرش بزنیم.

مبادا یادمون بره ما مدعی فرهنگ چند هزارساله ایرانی هستیم و سینه چاک میکنیم برای عدالتخواهی گذشتگان خودمون. مبادا یادمون بره ما مدعی داشتن اسلام ناب محمدی هستیم! مسلمانیم. پیغمبر ما پیامبر مهربانی و رافت بوده.

اصلا دین و ملیت و قومیت رو رها کنیم. مبادا یادمون بره ما انسانیم. به قانون انسانیت پایبند باشیم. هر حرفی را راحت نپذیریم. در مقابل هر حرفی هم به زور مقاومت نکنیم. اندکی فکر. اندکی تامل. اندکی عشق. مبادا مبادا مبادا یادمون بره ... 

 

 

 

پی نوشت: به قول همکار دست چپی: بابا این حرفی که اون زده مثل این هست که روی دیوار با لجن بنویسیم: النظافه من الایمان! حرفش جالب بود و درست.

پی نوشت 2:  یه خاطره از همون همکار مورد بحث بالا: یکبار که توی رستوران دستم نرسید از قفسه بالایی قاشق بردارم. قدش بلند هست. با پوزخند به من گفت: کوچولو اونوقت که داشتن قد تقسیم میکردن تو کجا بودی؟ منم سریع با لبخند گفتم: توی صف عقل! نیشخند



تاريخ : چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳٩۳ | ۱:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.