چه بارون قشنگی میاد!

به نظر من همینطور که کریسمس بدون برف لذت نداره، بهار هم بدون بارون زیبا نیست.

به عقیده من، فصل پاییز یک فصل عاشق نیست. عشق که زردی و پژمردگی و سوزه سرما نمیاره. به نظرم حتی اگر فصل عاشقی باشه. یه جای این عشق میلنگه و عشق درستی نیست و یه اشکالی داره.

عشق یعنی شکوفایی، یعنی رویش، یعنی تازه شدن!

پس این بهار هست که فصل عاشق هست. عاشقه چون حالش متغییر و غیرقابل پیش بینی هست اما سرزنده است و پر از امید.

یهویی دلتنگ یار میشه و ابری و اخمالو می مونه. ساعتها. نمی باره هم. فقط اخمش توی هم هست و دلش پره

یکدفعه میزنه زیر گریه و شر شر میباره. حالا مگه میشه اشکش رو کنترل کرد؟ عصبانی هم میشه و غرش داره اما قشنگش اینجاست که سرد و خشن و بی رحم نیست. ولی خیلی خیلی سریع دوباره آروم میشه. گاهی هم آروم و ملایم فقط از روی لوس بودن می باره. ظریف و لطیف. آدم هی میخواد قربون صدقه اش بره!

بعد دوباره دلش باز میشه. پر از لبخند و آفتابی حتی گاهی داغ و آتیشی هم میشه. کلا خودش هم نمیدونه چشه. با همه اینها زیباست، دل انگیزه، مهربان و خواستنی و شیطونه

من که میگم فصل بهار، فصل عاشق هست. منم بهاری عاشق میشم. و توی بهار عاشق میشم. و عشق مدل بهار رو دوست دارم. من سوز سرمای عشق پاییزی رو دوست ندارم.

از خدای مهربون میخوام اگر عاشق هستید و یا عاشق میشید، بهاری باشه

عشق شما رو پویا و سرزنده کنه و همه باریدن هاتون کوتاه و گذرا و عاشقانه باشه



تاريخ : جمعه ٢٩ اسفند ۱۳٩۳ | ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.