چند روز پیش داشتم به روزه و روزه داری فکر می کردم. به اینکه یه عده با اشتیاق بهت تبریک میگن و خدا قبولی میگن و به عقیده تو احترام میذارن اما خب خودشون شاید روزه نگیرن. یک عده هم ممکنه ببرنت زیر سوال و بگن روزه مضرات داره و این چه کار عبثی هست که 18 ساعت هیچی نخوری و بعدش بخوری و که چی بشه؟ آسیب میرسونه و غیره

بعد یاد یک شباهت افتادم. به نظرم روزه داری شبیه کوهنوردی هست. به نظر خیلی ها هر دوش خطر و مضرات داره. اما وقتی کسی اهلش باشه میفهمه چی میگم.

به کوهنوردها هم همینو میگن. اینهمه صبح زود میزنی بیرون خودتو میکشی بالا که چی بشه؟ زانوت بترکه و پوستت داغون بشه. خوابت کم بشه و خسته بشی و اینهمه خطر!

کوهنوردی: وسیله جمع میکنی، خودت رو مجهز میکنی، به خودت انگیزه روانی میدی و آماده به جون خریدن سختی هاش میشی، بعد حرکت میکنی، با امید و انگیزه، خیلی اراده میخواد. میتونی بگیری بخوابی و توی خواب ناز باشی اما کله سحر راه افتادی شیب میری، ساعتها طول میکشه. تشنه میشی، خسته میشی اما میدونی که اراده ات قوی میشه. بعد میرسی به قله، حس بی نظیری که کسایی که نیومدن هرگز نمیتونن تجربه اش کنن. به آسیب احتمالی و خستگیش می ارزید. اون حس نزدیکی و حس این که متفاوتی. حس خاص بودن. حس اینکه میتونی به هرچیزی غلبه کنی و بعد دوباره هفته بعد...

روزه داری: خودت رو مجهز میکنی، به خودت انگیزه میدی. آماده به جون خریدن سختیهاش میشی. بعد شروع میشه. تو انگیزه و امید داری. خیلی اراده میخواد. میتونی بخوری و بیاشامی اما 18 ساعت لب نمیزنی به چیزی. میدونی عوضش اراده ات قوی میشه. بعد میرسی به افطار. حس بی نظیری که کسایی که روزه نبودن نمیتونن تجربه اش کنن. آسیبی نداره اما می ارزید. به اون حس سبک بودن. حس متفاوت بودن. حس نزدیکی و خاص بود. حس اینکه به هرچیزی میتونی غلبه کنی و دوباره روز بعد نیت میکنی.

شبیه هم بود. مگه نه؟ روی هر دوش انتقاد هست. اما تا اهلش نباشن نمیفهمن چی میگی. من هر دوش رو دوست دارم. حس خوبی داره. آدمهای خاص خودش هم داره.

 

 

 

 

 

پی نوشت 1: خواننده ای به اسم "عزیزدردونه ام، مشکلیه؟" نظر شما رو در زیر پست شهرگردی دزفول خوندم. دلم خیلی برات سوخت، امیدوارم دلت آروم بشه و به هرآنچه خواستت هست و خیرت هست برسی. 

 

پی نوشت 2: چند روز پیش تجربه افطاری در سینما داشتم. مریم و مجید فلاکس چای و لقمه نون پنیر و خرما آورده بودن و موقع دیدن فیلم افطار کردیم! با دوستان عزیزم. خیلی مزه داد. سیزده بدری بود واسه خودش



تاريخ : دوشنبه ۸ تیر ۱۳٩٤ | ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.