من کم سفر و برنامه نمیرم. اما از خیلیهاش اینجا نمی نویسم مگر اون برنامه هایی یا تجربیاتی تازه داشتم و یا یه چیز جدید و جالب نظرم رو جلب کرده.

تعطیلات عید فطر همراه دوستان همیشه خوبم سفری به یکی از زیباترین مناطق ایران یعنی ارسباران داشتم. اینکه چقدر این منطقه بی نظیر هست رو میتونید با کمی جستجو متوجه بشید. مثل همیشه که صمیمیت ها و یکدلی های دوستان سفر را چند برابر زیبا کرد.

منطقه آینالی و بخش حفاظت شده و دیدن مارال از نزدیک من رو به وجد آورد. نیسان سواری (که از جذابیت های سفرهای گروه ماست) در جاده های بی همتای شمال غرب کشور

قلعه مه گرفته و باشکوه بابک/ آب بازی در آبشار زیبای آسیاب خرابه و دیدن از کلیسای تاریخی و البته طبیعت بکر

شوخی های بچه های شیطون گروه بعد از دیدن رود مرزی ارس و اینکه اون ور آب خارج هست و... دیدن سه منطقه مرزی هم برام جالب بود. رود ارس هم بسیار بلند، خروشان و با ابهت بود.

 

اما همه اینها و یا مشابه اینها رو میشه در جای جای ایران عزیز دید. اما کسی مثل عمو احمد را خیر. به قول یکی از دوستان بسیار گرانقدرم که از دوستان عمو احمد بود: "عمو احمد جز معدود آدمای خیلی خوب باقی مانده تو ایرانه. برای زلزله ورزقان دوسال زندگیشو تعطیل کرد. خونه اش کانون انرژی مثبت هست و همیشه برای کمک آماده"

و واقعا چیزی بیش از اینها بود. یک شب مهمان خانه اش بودیم. اول ورود با رویی باز خوشامد گفت. تمام خانه اش بی دریغ در اختیار ما بود. بالای 30 نفر! چای آماده و دبش. بعد یک دیگ آبگوشت فوق العاده که قسم میخورم همه ما 30نفر همچین آبگوشت خوشمزه ای نخورده بودیم. و بعد چای. و بعد دعوت از یک دکتر برای توضیح مباحث ادبی و تاریخی منطقه. بعد خواب راحت. بعد صبحانه با نون خوشمزه و راهی کردن ما. 

خودش گفت سالانه تعداد زیادی گروه ها میان خونه من!

حتی شاید به نظر بیاد این محبتها بی نظیر نیست ( گرچه به نظر من هست) اما اون انرژی و نفوذ نگاهی که عمو احمد داشت بی نظیر بود.

کاش عمواحمدها زیاد بودن. کاش ایران از عمو احمدها خالی نمیشد. عمو احمد شما این رو نمیخونی. اما خیلی دوستت دارم. خیلی ازت ممنونم. خیلی برات دعا میکنم



تاريخ : دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٤ | ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.