میدونی چرا وقتی میخوای بری تو رویا چشاتو میبندی؟ وقتی میخوای گریه کنی چشماتو می بندی ؟وقتی کسی رو می بوسی چشماتو می بندی ؟ چون قشنگترین چیزا تو این دنیا قابل دیدن نیستن

 بارون که میاد حضور خدا بهتر حس میشه! میدونی چرا؟ باران یعنی نقطه چین تا خدا

 می دونی چرا معرفت ها کم شده؟ چون همش تو وجود تو جمع شده

 میدونی چرا خورشید داغه ؟ چون میبینه تو مال منی آتیش میگیره

   حتما برای شما هم از این نوع پیامک اومده. میدونید این یک صنعت ادبی هست؟ میدونید یک آرایه ظریف و زیبا در ادبیات فارسی هست؟ بله یک آرایه ادبی با نام "حُسن تَعلیل" که مثل همه آرایه های ادبی دیگه در دنیای امروزی کمی تغییر کرده.

 وقتی شاعر و یا نویسنده برای یک امر طبیعی دلیلی ادبی غیر از آن چه که واقعیت دارد، می آورد را حسن تعلیل گویند. در واقع یعنی آوردن علتی ادبی برای امری، به گونه ای که بتواند مخاطب را قانع کند. با وجود این که حسن تعلیل، واقعی، علمی و عقلی نیست، مخاطب آن را از علت اصلی دلپذیرتر می یابد و راز زیبایی آن نیز در همین نکته است. این آرایه در شعر و نثر به کار می رود.

به مثال های زیر توجه کنید:

 - باران همه بر جای عرق می چکد از ابر       پیداست که از روی لطیف تو حیا کرد

شاعر علت باریدن باران را عرق می داند که ابر در برابر لطافت روی یار می ریزد.

  - ذره را تا نبود همت عالی حافظ         طالب چشمه خورشید درخشان نشود

حافظ علت رسیدن ذرات معلق در فضا به خورشید و سرچشمه نور را (بلند همتی ذره) می داند و این حسن تعلیل چه بسا منشأ اثری در خواننده باشد.

 - من موی خویش را نه از آن می کنم سیاه                 تا باز نوجوان شوم و نو کنم گناه

چون جامه ها به وقت مصیبت سیه کنند                  من موی از مصیبت پیری کنم سیاه

رودکی در بیت دوم، علت رنگ کردن موی خود را در هنگام پیری بیان می کند و می گوید چون در هنگام مصیبت، مردم لباس سیاه می پوشند، من هم از مصیبت پیری موی خود را سیاه می کنم.

  - رسم بدعهد ایام چو دید ابر بهار        گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد

ابر بهاری زمانی که بی وفایی روزگار را دید از این بدعهدی به گریه افتاد – در این بیت حافظ علت باران تند که لازمه ابر بهاری است، را ادعای خود که بی وفایی روزگار است می داند.

 گر شاهدان نه دینی ودین می برند و عقل      پس زاهدان برای چه خلوت گزیده اند؟

سعدی سبب خلوت گزیدن زاهدان از آن سبب است که از شاهدان (زیبا رویان)، که دنیا و دین و عقل را غارت می کنند، در امان باشند.

 تعلیل، در لغت به معنای دلیل و برهان نیکو آوردن و یا نیکو توجیه کردن مسئله یا موضوعی است؛ دلایلی که در حسن‌تعلیل می‌آید از نظر منطقی اعتباری ندارد، اما خیال انگیز است و زیبا.

به سرو گفت کای میوه ای نمی آری                      جواب داد که آزادگان تهی دستند

از صوفی پرسیدند: هنگام غروب، خورشید چرا زرد روی است؟ گفت: از بیم جدایی

زردی برگ درختان به هنگام پاییز از شرم بی ثمری است.

برای درک لذت شیرینی آغوش پر محبت مادر، رودها هم سوی دریا می روند.

 علت زیبایی آن، اولاً بهره گیری از این ترفندهاست، ثانیاً: این استدلال و دلایلی که در تعلیل آورده می‌شود، دلنشین و موجب برجستگی کلام می شود.                            

بسیاری از شاعران فارسی و عربی از این اسلوب استفاده کرده اند و در ادبیات فارسی موارد بسیار ظریف و زیبایی یافت می شود اما یکی از بهترین و زیباترین و ظریف ترین حسن تعلیلی که دیدم در شعری هست از ابوالعلاء معرّی (شاعر عرب) که خیلی لطیف می گوید:

دو نشانه است بر چهره ی روزگار از دو شهید (علی و فرزندش حسین)

سرخی ابتدای شب (شفق) و سرخی انتهای شب (فجر)

و تا حشر این چنین خواهد بود تا آن که از خدای دادخواهی کنند

منظور این است که امام علی را در سحر شهید شد و سرخی صبح از خون اوست و امام حسین در غروب شهید شد که سرخی غروب از خون اوست. من این حسن تعلیل رو خیلی دوست دارم.

 حالا یک حسن تعلیل بامزه و امروزی: میدونی چرا خدا اول مرد و بعد زن رو آفرید؟ چون برای خلق هر شاهکاری نیاز به چرکنویس هست!چشمک

شما هم می تونید برای کسایی که دوستشون دارید توی حرف زدن ها و پیامک و ایمیل از حسن تعلیل استفاده کنید. فقط یه ذره ذوق، کمی علم و یه عالمه عشق میخواد. شما می تونید!



تاريخ : جمعه ٢٧ آبان ۱۳٩٠ | ٤:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.