این روزا تا دلم میگیره آهنگ کوردی میشنوم. نتیجه: آروم میشم.

خسته که میشم رقص کوردی میبینم. نتیجه: خستگیم تموم میشه

تفریحم شده حفظ کردن شعر و آهنگ کوردی و خوندنشون!

گاهی هم کوردی رقصیدن! دیشب برای اولین بار خونه دوستم براشون کمی کوردی رقصیدم. جلوی دوستام هیچوقت روم نشده تکی برقصم. ادعایی توی بلد بودن ندارم اما کلی دوستام خوششون اومد.

چند وقت پیش شعره یه آهنگ کوردی رو خیلی خیلی خیلی همیشه دوستش داشتم و عاشقش بودم برای اولین بار حفظ کردم و خوندم. همراه خواننده منم خوندم. تکرار کلمات کوردی پشت سر هم یه حسی عجیب غریب بود. همراهش اشکهام میریخت و انگار همراه اشک نگرانیهام تموم میشدن

وقتی توی این محیط دست ساخته خودم قرار میگیرم انگار یه حریم امن دورم رو میگیره. یه آغوش. یه دست. یه پناه

من نمیدونستم که اینهمه کورد هستم. کورد بودم. تازگی فهمیدم. چقدر هم محکملبخند



تاريخ : پنجشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٥ | ۱:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.