دوستای خوبم، اگر یه وقت توی اتوبوس یا مترو یه دختر دیدید که سراپا سیاهپوشه وسرش رو به شیشه تکیه داده و خیره شده به بیرون یا یه نقطه. توی حال و هوای محیط نیست و بعد از چند دقیقه چونه اش میلرزه و اشکش بیرون میاد و همش سعی میکنه خودش رو کنترل کنه اما نمیتونه، زود قضاوت نکنید! دوست پسر نداره که باهاش دعواش بشه... دیوونه هم نیست... بدبخت و بیچاره هم نیست

شاید... شاید دلش تنگ شده... شاید دختر ته تغاری باباش بوده باشه که الان 102 روزه ندیدش و از دلتنگی داره بال بال میزنه...  داره پرپر میزنه و نمیدونه این بغض لعنتی و این جیغ توی گلوش رو که چطوری فریاد بزنه و چیکار کنه.. چطوری بیرون بریزه...

خب سرش رو به شیشه تکیه میده و بی علت اشک میریزه... تو رو خدا اینطوری نگاش نکنید.. خل نشده... حساس شده... دلش تنگه...

بابایی جونم، نبودنت رو با ساعت شنی اندازه گرفته ام، یک صحرا شده است...



تاريخ : یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ٧:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.