هیچکس سراغی از ادبیات فارسی نمیگیره! چرا؟ متفکربهرحال بهانه ای دستم اومد و استفاده کردم

این روزها نانوا هم جوش شیرین می زند.... بیچاره فرهاد

این یک پیامک بود که برای من چند روز پیش از طرف یه دوست اومد. یه بازی قشنگی توی ذهن ایجاد می کند طوری که ذهن خواننده ابتدا به معنی ای دل می بنند که درست نیست و سپس معنی درست رو پیدا میکنه. خب نانوا به خمیرش جوش شیرین میزنه (البته احتمالا این پیام برای همون زمان فرهاد بوده چون الان دیگه جوش شیرین نمیزننچشمک) اما با آوردن جمله : بیچاره فرهاد... یک لحظه حس میکنی نه! منظور چیز دیگه است. اصطلاح جوش چیزی رو زدن... یا حالا جوش میزنی به معنای حرص کاری و چیزی رو زدن هست و نانوا جوش شیرین میزنه یعنی برای بدست آوردن شیرین تلاش میکنه و بیچاره فرهاد...

یک آرایه زیبا در ادبیات شیرین فارسی است به نام: ایهام؛ هر گاه واژه یا ترکیبی که دارای دو معنی است به گونه‌ای در کلام به کار رود که هر دو معنا از آن قابل برداشت باشد آرایه ایهام شکل می‌گیرد. گاهی منظور اصلی تنها یکی از ان دو معنا است و گاهی هیچ یک بر دیگری برتری ندارد.

غرق خون بود و نمی‌مرد ز حسرت فرهاد         گفتم افسانه شیرین و به خوابش کردم

شیرین: 1- زیبا و دلنشین، 2- معشوقه فرهاد

همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش  تو به هر ضرب که خواهی بزن وبنوازم

کلمه­ ضرب در این بیت هم به معنای ضربه زدن است و هم به معنای آلت موسیقی است.

در ادبیات پر شکوه پارسی {شعر ونثر} صنایعی اینچنین باعث زیبایی اثر می شده است که گاه با افراط هم روبروشده ،ولی صنعت ایهام یکی از مطلوب ترین آنها شناخته شده است .
واین هنر زبانی در شعر حافظ نیز پر کاربرد بوده است ، نمونه هایی از آن:

من آن فریب که در نرگس تو میبینم **** بس آب روی که با خاک ره برآمیزد

نرگس مست نوازشگر مردم دارش **** خون عاشق به قدح گر بخورد، نوشش باد

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ****  ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما

کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود ****  عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش

 



تاريخ : پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳٩۱ | ٥:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.