سلام، فردا روزه پدره

  برای هرکسی ممکنه کلمه پدر معنی ویژه ای داشته باشه. و یا ممکنه کلمات مختلفی اون شخص رو یاده پدرش بندازه. برای من دو چیز مجسم کننده پدرم هست

 تسبیح و انگشتر عقیق

  وقتی به دستهای پپر چروک و زحمت کشیده پدرم نگاه می کنم محاله نگاهم به انگشتر عقیق و تسبیحش نیوفته. تسبیحی که دونه هاش تند تند و گاهی آروم آروم و گاهی جفت جفت رد میشن

 دعا میخونه؟ افکارش رو مرتب میکنه؟ یا بهش آرامش میده رو من نمیدونم اما میدونم عاشق این صحنه ام

 میگن پدرهایی که فقط دختر داشته باشن خیلی رقیق القلب میشن. اینو چند سال پیش از یکی از اساتیدم شنیدم و بعد کمی به این جمله دقیق شدم. پدر من سه دختر داره و بیش از حد معمول مهربون و عاطفی و احساسی هست. حتی یک اخم ازش یادم نمیاد. از مامانم کتک خوردم ولی از پدرم هرگز

   البته هیچ فرقی نمیکنه و همه پدرهای دنیا خوب و مهربونن چه فقط دختر داشته باشن چه فقط پسر. چون پدر پدره و پدر یعنی دلگرمی. اما وقتی در این مورد کمی دقیق شدم دیدم جمله استادم درصد بالایی درسته

  حتی دیدم پدرهایی که بین پسرهاشون دختر هم داشته باشن با اون طور دیگه ای هستن. به نظر من علتش حالت حمایتگرانه ای داره که مردها بخصوص بخصوص پدرها دارن اونم نسبت به دخترشون. واسه همین از قدیم میگن: دختر هووی مادرشه

   خدایا،خدای خوب و مهربان

 شبهایی رو یادمه که جرات بلند شدن و در تاریکی از یخچال آب برداشتن رو نداشتم و توی اون تاریکی کافی بود فقط صدا کنم : بابا تشمنه و لیوان آب برام حاضر باشه

 خدایا به این محبت زلال قسمت میدم

 قسمت میدم به همه مهربونی پدرهای دنیا و به زحمتها و حمایتهایی که پدرها دارن، عاقبت همه باباها رو بخیر کنی. بهشون عمر طولانی و با عزت بدی و تاج غرور وجودشون رو سالهای سال بر سر فرزندهاشون باقی بذاری. و پدرهایی که این دنیا رو ترک کردن همنشین مولای شیعیان قرار بدی. آمین

 متن بالا نوشته سال گذشته من به مناسبت روز پدر بود و حالا...

 خدایا من دلتنگ صحنه ای هستم که نوشتم عاشقشم.. هرچی تسبیح و انگشترش رو دستم میگیرم آرومم نمیکنه.. لبخندهاش... صورت مهربونش... نگاه همیشه عاشق و نگرانش به ما.. تیکه کلامهای محبت آمیزش.. دستهاش..

  روزهای سختی رو میگذرونم و امروز که روز پدر هست سخت‌تر. دلم بی‌نهایت تنگ شده.. چقدر حال و هوای پارسال با امسال فرق داره! مطلبی که پارسال نوشتم رو که میخونم قلبم درد میگیره.. حالم بد میشه.. اصلا توی تصورم نبود که سال بعد بابا نباشه و امسال جز بچه‌هایی باشم که در خط آخر مطلب ازشون یاد کردم. پدرهایی که دنیا رو ترک کردن!

 وقتی دوست عزیزم به خونه‌مون اومده بود برای تسلای دل من لحظه رفتن بهش گفتم: یادت میاد ایمیل روز پدرم رو؟ نگاه کن این تسبیح و انگشترشه..

  دوستم برام نوشت: رویای عزیزم
همه ایمان داریم که خدا صدای بنده‌هاشو می‌شنوه و آرزو و دعای اونارو برآورده می‌کنه. خدا صدای تورو شنیده و حتما آرزوی تو هم برآورده شده و پدر مهربون و خوبت الان مهمون مولای شیعیانه
رویا دوستت دارم
خیلی به یادتم
هیچ کاری از دستم برنمیاد که تسلای خاطرت باشه
فقط همین که از دور کنارت باشم
نمیدونم هستم یا نه
زود برگرد رویا اینجا بدون تو هیچ لطفی نداره

خدای بزرگ و مهربان.. در آسمان‌ها و افلاک جشنی برپاست، فرشتگان و ملائک دست افشان و تهنیت گویان به زمین فرودمی‌آیند.. هلهله ای در کائنات طنین انداز است که با گوش جان شنیده می‌شود برای زمینیان.. کودکی پا به جهان هستی گذاشت که چشمانش را در خانه تو گشود و از همان روز گره‌گشای عالمیان شد.. او علی شد و عالی.. بر خوان مرحمتش میهمان کن پدر مهربانی را که در این دنیا مهربانترین بود با فرزندانش..

از علی علیه السلام نوشتن سخته.. نه برای من.. بزرگان به این امر معترفند.. قلم ناتوان و زبان قاصر است که علی به وصف نمی‌آید.

در پای تو افتادن شایسته دمی باشد         ترک سر خود گفتن زیبا قدمی باشد

هو حق مددی مولا   بر ما نظری بنما



تاريخ : دوشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۱ | ۳:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.