سه روزی که پیش رو داریم روزهای برگزاری کنکور هست. شاید برای ما که کنکور دادیم و اونایی که بچه کنکوری ندارن بی تفاوت بگذره اما خانواده هایی که بچه کنکوری دارن حسابی توی التهاب هستند. من سال 1381 کنکور دادم. تجربه خاصی نداشتم و چون کلاس کنکور هم نمی رفتم هیچ نوع تکنیکی بلد نبودم فقط خیلی خوب درس خوندم! یادم میاد دقیقا از روز 7مهر تصمیم گرفتم یولدرس رو شروع کنم با 4 ساعت در روز. کم کم به روزی 8 ساعت رسید و بعد از عید 10 ساعت توی ماه های اردیبهشت و خرداد که روزی 14 ساعت درس می خوندم!!! ( خودمم باورم نمیشهتعجب... یعنی من بودم؟؟؟)

روز کنکورم رو هیچوقت یادم نمیره.  صبح زود مامانم اینا برام آژانس گرفتن و با آب و قرآن و سلام و صلوات راهیم کردن. با دوستم نرگس توی یک حوزه امتحانی بودیم. گوشه حیاط مدرسه نشسته بودم و بی خیال آلو زردهایی که مامانم داده بود رو گاز میزدم و فلش کارتهای معارف میخوندم. خب چیکار می کردم؟ شنیده بودم نباید روز کنکور درس خوند اما من فلش کارتهام همراهم بود!

مشغول خوردن آلوها بودم که دختری سراسیمه و گریه کنون اومد گفت: ساعت اضافه همراه دارید؟ با تعجب گفتم ساعت اضافه برای چی؟ مگه ساعت هم میخواییم؟ دختره انگار که من دستش انداخته باشم عصبی گفت: یعنی چی؟ پس چطور تست بزنیم و زمانبندی کنیم؟ گفتم خب تست رو میزنیم پشت هم تا تموم بشه دیگه! دختره که رفت دیدم نرگس هم ساعت داره و همه دارن جز من! هم یادم رفته بود هم زمانبندی با ساعت بلد نبودم. میزدم میرفت دیگه...

با یک عالمه مداد و تراش و پاک کن و خوراکی رفتم توی سالن و از شانس بدم توی کلاس و نیمکت هم نیوفتادم وسط راهرو مدرسه و دقیقا روی یک صندلی که میز زیردستیش سوراخ و خراب بودنگران. مستاصل از مسئول حوزه کمک خواستم و گفتم میزم سوراخه و برگه پاسخنامه ام پاره میشه و نمیتونم پرش کنمناراحت.. فکر می کنید چی گفت؟ گفت: دفترچه سوالات رو بذار زیر پاسخنامه!!!!!!! نگاش کردم و خودش فهمید چی جواب داده و با اکراه رفتن یه صندلی دیگه آوردن که جای نشستنش شکسته بود و زیردستیش سالم! خلاصه روی دو تا صندلی شکسته نشستم و کنکور دادم. بی ساعت البته!

نتیجه اش که بد نشدعینک... من فقط فقط تلاش کردم دانشگاه دولتی در شهر تهران قبول بشم و شهرستان نرم. نمیدونستم رتبه سه رقمی میارم و خوده دانشگاه تهران قبول میشم... خدا رو همیشه شکر می کنم و از خدای بزرگ میخوام همه کسایی که این روزها و هفته بعد کنکور دارن و الان میدونم چقدر استرس و تشویش دارن رو موفق کنه. بهشون آرامش بده و کمک کنه به نتیجه دلخواه برسند.

دوستان عزیز، کنکوری ها اگر امسال قبول نشدید هرگز از تلاش دست برندارید... هرگز



تاريخ : چهارشنبه ٧ تیر ۱۳٩۱ | ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.