او نیز در شب قدر همچون من برای خویش تقدیری نیکو آرزو کرده بود

او نیز شب زنده‌دار بود

او نیز آرزوهایی بلند در سر و دل داشت

شاید در خواب شیرین بعدازظهر بود تا برای شب بیدار بماند و خوابش ابدی شد

لرزشی شدید و دیگر هیچ...

اکنون اگر زنده باشد پریشان رفتگان است و اگر رفته باشد، دل‌نگران ماندگان، که حادثه سخت گران و سنگین است...

 

من ایرانیم... برای هموطن‌های خوبم که در این حادثه صدمه جانی و روحی و البته مالی دیدن آرزوی صبر عظیم و استقامت می‌کنم. متاسف و ناراحت و سرگردانم.. قرار بود به دیارتان سفر کنم و اکنون تصور پریشانی شما پریشانم می‌کند. 

علت را نمی‌دانم، نمی‌فهمم و تا کی باید هر سانحه طبیعی در سرزمین من فاجعه شود؟  سکوت کنیم و فراموش تا اتفاق بعدی؟؟



تاريخ : یکشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۱ | ٢:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.