خدایی شما جای من بودید اصلا وقت می‌کردید بیایید مطلب هم بذارید. برنامه‌های من در ماه بهمن که از اومدنش وحشت داشتم:

- من 11 تا تعجب دوست متولد بهمن دارم که یکیش خواهرم هست و کادو باید بگیرم و بقیه تبریک بگم. (چقدر دور من رو بهمنی گرفته‌ها)

- سه تا سالگرد از دنیا رفته هست که دوتاش برای پدرمناراحت هست و برنامه‌ریزی مراسم میخواد. (یکی قمری که تولد پیامبر بود و مامانم دوست داره یه مراسم کوچیک بگیره یکی هم مراسم رسمی که 20 بهمن هست) توی اون یکی هم که سالگرد آقای صابر هست و باید شرکت کنم.

- 10 تا برنامه بازدید دو روزه و سه روزه گروه‌های آموزشی هست که از اول سال در حال اجرا بوده و سه تا از این بازدیدها خارج از تهران و بقیه توی شرکت‌های داخل تهران هست که همگی هزارنوع برنامه‌ریزی و هماهنگیکلافه میخواد. خارج از تهران‌ها رو که خودمم میرم و 9 روز از ماه رو نیستم.

- یه دونه هم سالگرد ازدواج قلب دوستم هست که باید تبریک بگم.

تازه همه اینها جدای از کارهای عادی روزانه هستسوال خدایی من چطوری میتونم وقت کنم بیام مطلب بذارم؟ سرماخوردگی هم دارم و کسل هستمافسوس. خیلی رو دارم والا



تاريخ : سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳٩۱ | ٢:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.