دیروز توی تاکسی بودم که برم خونه. مسیر من دوره و دوست دارم برای کوتاه شدن مسیر، راننده آهنگی بذاره یا رادیوش روشن باشه. دیروز اتفاقا حال خیلی خوبی هم داشتم و وقتی راننده ضبطش رو روشن کرد خوشحال شدم. اما از اولی که نشستم یکدم خواننده ترانه به معشوقش فحش داد تا وقتی پیاده شدم ناراحت
در کتاب متون نظم و نثر دبیرستان که کتاب بسیار شیرین وزیبایی هست میخوندیم که مکتب «واسوخت» مکتبی است که در آن شاعران بر خلاف همیشه از ستایش معشوق دست می کشند و شروع به ناسزا گویی وحتی نفرین معشوق می‌نماید
و یک دونه بیت هم از "شهریار" پیدا کرده بودن و به عنوان مثال گذاشته بودند:
تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان                گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

واسوخت در واژه به معنی بیزاری و روگردانی از معشوق است. در اصطلاح ادبیات سنتی نیز به سبکی از اشعار گفته می‌شود که مضمون آن مربوط به همین رویگردانی باشد.

شاعرانی چون سعدی، خاقانی و وحشی بافقی شعرهایی در سبک واسوخت سروده‌اند. در ادبیات دورهٔ مشروطه و آغاز دورهٔ بازگشت ادبی نیز شاعرانی چون دهخدا، شهریار، میرزادهٔ عشقی چنین شعرهایی سروده‌اند.

واسوخت شاخه‌ای از سبک قدیمی وقوع‌گویی است. سبک وقوع‌گویی که در اوایل سدهٔ دهم به وجود آمد. در این سبک شاعر آشکار و بی‌پرده زبان حال خود را واگویه می‌کرد. واسوخت شاخه‌ای از وقوع‌گویی است که دوری جستن و روی‌گردانی دلداده از دلبر را مد نظر دارد.

 در واسوخت، شاعر به خاطـر شکست در عشق و عدم کامیابی، از استغناء به غناء و از نیاز به ناز روی می‌آورد و به جای ستایش به سـرزنـش دوسـت می‌پردازد و بی‌وفایی او را با بی‌وفایی پاسخ می‌دهد. شبلی نعمانی از وحشی بافقی به عنوان آغازگر این شیوه بیانی یاد می‌کند.

نمونه‌ای از وحشی بافقی:

چون زدری پای کشیدیم ، کشیدیم

امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم

 دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند

از گوشۀ بامی که پریدیم، پریدیم

 رم دادن صید خود از آغاز غلط بود

حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم

سبک واسوخت در ترانه‌های فارسی امروزی نیز به‌کار می‌رود. ترانه‌های «واسوخت» قدیمیان زبانی مودبانه داشت اما در ترانه‌های امروزی زبانی بی‌ادب و گستاخانه دارد. آغازگر این نوع از موسیقی پاپ ایران را ترانه‌سراهایی داخلی از جمله شادمهر عقیلی دانسته‌اند.

جالبه که امروزه تقریبا هر ترانه ای از خوانندگان جدیدی که هر روز وارد دنیای موسیقی می‌شوند نشانه ای از مکتب واسوخت را به همراه دارد.


نمونه هایی از اشعار امروزی:
الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرت
بیایی ببینی که همه نشسته ان دور وبرت

قسم میخوردی با منی،قسم میخوردی به خدا
خدا الهی بزنه ،تو کمرت توکمرت

************************
به خدا جهنمم جایی واسه تو نداره
حیف آتیش که بخواد روی سر تو بباره

***********************
حالا به مرگ من راضی نمیشه
میخواد جون بکنم واسش همیشه

به اون ظالم بگین،نفرین این دل
تا زنده است به راه زندگیشه


چرا این مکتب بعد از یازده قرن دوباره زنده شده؟!؟ یادم نمیاد مکتب قدیمی وگمنامی به این شکل دوباره بال و پربگیره.



تاريخ : سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠ | ۸:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.