خداجونم روزهای خیلی خیلی شادی رو این چند روز داشتم که بابتش خیلی ازت ممنونم اما اومدم اینجا بگم که کمی دلم گرفته بود. آخه یه کوچولو حس می‌کردم هوای منو نداری و دیگه چیزایی که دوست دارم رو بهم نمیخوای بدی.

من که یادم هست و میدونم تو هم یادته که مشهد امسال توی حرم امام هشتم ازت برای دو دوست دو خواسته داشتم و هر دو داره ثمر میده. یادت هست گفتم اونا از من خواستن دعا کنم پس به حرمت امام رضا آبروی منو که به عشق به تو و برگزیدگانت مینازم حفظ کن. امروز خبر خیلی خیلی خوبی شنیدم و جز خوشحال شدن برای کسایی که برام مهم هستند قلبم سرشار از امید شد. امید به تو... امید به این‌که منتظر باشم و صبر کنم تا چیزی که برای خودم ازت میخوام هم بهم بدی... به قول مریم صبر، پاداش بزرگی داره... خدایا شاهد صبر من هستی؟ من صبوری میکنم اما نذار خیلی اذیت بشم... باشه؟

خدایا میدونی خیلی مهربونی و بزرگواری؟ آخه تو بزرگترین و مهم‌ترین کسی هستی که میشه و نباید جمع بست و راحت میشه بهت گفت «تــو» ... تو خیلی خوبی... تو خیلی مهربونی... تو خیلی ویژه دوست داشتنی هستی.. تــــــــو رو خیلی دوست دارم. اصلا عاشقتم



تاريخ : یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٢ | ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.