بهونه برای زیبا و شاد زندگی کردن زیاد هست. این‌که ما سالم باشیم یا دوستهای خوب و خانواده خوب.. این‌که کار خوب داشته باشیم.. حتی برای کسی که هیچکدوم از اینا رو هم نداشته باشه زندگی میتونه شاد باشه و برای کسی هم همه اینا و خیلی بیشتر از اینا رو داشته باشه میتونه زندگی پر از غم باشه... من تجربه‌هایی که داشتم هرقدر هم کم اما بهم ثابت شده حس خوشبختی و شادی بودن دست خود ما آدمهاست.. اگر کینه به دل نداشته باشیم... اگر قانع و شاکر باشیم و اگر خوب باشیم و خوب زندگی کنیم... اگر عشق بورزیم به همه چیز و همه کس اونوقت اونا هم به ما عشق میورزند... فقط منظورم آدمها نیست..همه کائنات رو میگم... همه عالم رو میگم

تا حالا رفتی سفری که توی راه آهنگهای نوستالژی مثل: سر درس هندسه، کلاغ دم سیاه، بلا شیطون خودم، پرنده قشنگم کی میایی، ای یار ای یار ای یار دلتو به هیشکی نسپار و... یه عالم آهنگهای به قول معروف زیرخاکی و خاطره برانگیز بشنوی و غرق احساس بشی و البته قاه قاه بخندی؟قهقهه

تا حالا رفتی سفری که وقتی رسیدی به مقصد و راه طولانی و پر از برنامه بازدید از مناطق دیدنی سر راه رو پشت سر گذاشته باشی... بعد کمی حال‌ندار هم باشی و قرص مسکن هم خورده باشی ... بهتر هم این‌که محل شبمانی یه جای دنج و ترتمیز باشه بعد بگیری بخوابی اونم چه خوابیخواب.... اونوقت یکی از همسفرهات گرسنه‌اش بشه بعد به جای اینکه یه ذره نون برنداره بخوره ( به اعتراف خودش البته میترسیده صدای مشمای نون ما رو اذیت کنه!!!هیپنوتیزم) با چاقو تق‌تق گردو بشکونه بخوره که صداش کمتر باشهتعجبکلافه بعد به یکی دوتا هم راضی نباشه که... پوسته هاش هم ول کنه توی آشپزخونه پر مورچه بشه! اونوقت صبح بیدار که شدی ببینیش و با بقیه فقط قاه قاه بخندی؟قهقهه

تا حالا رفتی سفری که دو تا از همسفرهاتون شیطونی کنن و سر هر وعده غذا حرفهای چندش‌آور و حال‌بهم‌زن بزننسبز و شماها هم هی ایش ایش و اییی اییی کنی و حتی اگر نتونی از شدت خنده درست غذا بخوری و دلت بخواد به خاطر حرفهاشون بزنیشون اما جای زدن قاه قاه بخندی؟قهقهه

تا حالا رفتی سفری که برای اولین بار پشت سر هم سوتی بدی به نظر یه دختر ساده و بی دست و پا به نظر برسیخجالت اما به جای اینکه لجت بگیره و خجالت بکشی به سوتی‌های خودت قاه قاه بخندی؟قهقهه (البته یه جایی هم خدا رحم کرد و امدادهای غیبی جلوی منو گرفتن که یه جمله رو نگفتم اوه که اگر میگفتم تا آخر عمر گریبانگیرم استرسمیشد... خدایا ممنون که من اون سوتی رو ندادم... والا)

تا حالا رفتی سفری که فکر کنی شاید چون فقط چهارنفر هستی و تعداد کم هستافسوس نشه خیلی شلوغ‌بازی کرد و خوش گذروند اما دقیقا برعکس بشه و از این بعد نظرت این بشه که تعداد کم بهتر هم هست و اینقدر بهت خوش بگذرههورا و حتی یک مورد حتی یک مورد ناراحت کننده پیش نیاد که یه ذره هم مجبور بشی تحمل کنی و کلا فقط قاه قاه بخندی؟قهقهه

من خوش شانسم... چون یکی از اون چهار نفر این سفر من بودم... من خوش شانسم چون توی سفر... توی خونه... توی اداره و هرجای دیگه که باشم دوست دارم از بودن دیگران لذت ببرم و دوست دارم دیگران از وجود من و بودن من لذت ببرن... دوست دارم توی خاطرههای خوب دیگران سهم داشته باشم... حتی آدما اگر به تنهایی شادی‌آفرین نباشن میتونن شادی کوفت کن هم نباشن.

یه مطلب اختصاصی: لااقل اگر راننده کامیون نمیشیم و شایدهم هیچوقت نتونیم راننده کامیون بشیم حداقل گواهینامه‌شو که میتونیم بگیریم!!!

بازم میگم شاد بودن و شاد زیستن دست خودمون هست.. اگر حتی هیچکدوم از شرایط زندگی وفق مرادت نباشه میتونی سر دنیا رو با غمهاش جلوی خودت خم کنی.. میتونی امتحان کن...

پی نوشت: گاهی دلم آدم میگیره.. گاهی پر از احساسات پیچیده و ناشناخته میشه.. بعضعی وقتها غم و دلتنگی پا روی قبلت میذاره... گاهی وجودت چنان ابری میشه که ساعتها میباری... هم طبیعی هست هم قشنگ... اما غم توی دل خودمون و شادی برای عزیزامون...



تاريخ : چهارشنبه ۱ آبان ۱۳٩٢ | ٩:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : رویا صفرزاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.