تا حالا شنیدی 2

بازم تا حالا شنیده بودی که یک عاشق به خاطر این که دلش طاقت نیاورده و دلتنگ عشقش شده شبونه بزنه بره 800 کیلومتر به دیار معشوق و فقط دو ساعت ببیندش و بعد دوباره 800 کیلومتر رو برگرده شهر خودش و مستقیم بره سرکارش؟ میدونم با خودش فکر کرده: « گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق/ ساکن شود، بدیدم و مشتاق‌تر شدم»

تقدیم به دو نفری که خیلی دوستشون دارم:

الهی خوشبختی مثل سایه بیاد دنبالتون/ خودتونم که نخوایین بیاد بچسبه بهتون

الهی اینقدر بخندید، همه بگن اینا خُلن / اما بازم خنده کنید به آدما و خودتون

الهی اینقدر بهم زل بزنید از شور عشق / تا حسابی خسته‌شه گردن و چشم و نگاتون

الهی بچه‌هاتون اینقده شیطونی کنن / دیگه راهتون ندن خونه‌هاشون فامیلاتون

الهی صبح به صبح فرشته‌ها در بزنن / وقتی که باز بکنید، شادی بیارن خونه‌تون

دیگه حرفی ندارم الهی که سپید باشید / شادیها مال شما، برای من غصه‌هاتون

 پی نوشت: الان همون کس بهم گفت که تا دیار معشوق، رفت و برگشتش 800 کیلومتر هست. اما 6 ساعت توی راه بوده بره و 6 ساعت برگرده. خب بدینوسیله اصلاح می‌گردد اما از کل قضیه چیزی نمی‌کاهد. بعله!

/ 14 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیه

وای رویا تو ازشعرام بلدی بسرودی؟خیلی بامزه س ایول خوش به حالشون واقعن خیلی قشنگه

ایمان جوکار

خدا وکیلی قشنگ بود // بده روزنامه چاپ کنن

ایمان جوکار

خدا وکیلی قشنگ بود

نازنين

خوش به حال دوستات چه با احساس بود شعره راس راسي خودت گفتيش؟

ي كوچولو

بابا ما همش فكر ميكرديم مجنون و ليلي مال كتاب داستانهاست ولي حالا ميبينيم تو همين نزديكي خودمون يه گل گلابشو داريم[شوخی]اشاله خدا همه شاديها رو به اين دو نفر بده حالا راستي الان برام سوال پيش آمد، ببخشيد ها بعد الان شما مجنون بودي يا ليلي، بعد تقديم به دو نفري كه دوسشون دارم ديگه چيه خب؟؟ ببخشيد من گيج شدم.اگه توضيح بديد ممنون ميشم.

يكي كه خيلي دوستت داره

سلام عزیزم خوبی دلم برات تنگ شده [گل][ماچ] چرا مطلب جدید نزاشتی

میلا

سسسلااااااااممم چطو مطوری؟ [خجالت] یکی ازدوستام اینطوری احوال میبرسه من که توی اولیش "تا حالا شنیدی1 "موندم [سوال] حالا نسخه دومش هم گذاشتی[سوال][سوال] [افسوس]

منتقد

بنظر من عشق تو این دوره معنی نداره همه اون اه وناله های عاشقانه برای این بود که دختره را به پسره نمی دادن حالا اولا پسرا دیگه قصد ازدواج ندارن دوما به هر دختری اشاره کنن جواب هست:چه بزرگترها راضی باشن چه نباشن بعلههههه سوما بر فرض بگن نه چیزی که ریخته صدتا دختر بهتراز اون دیگه اینهمه ادا واطوار نداره الان عشق مادری هم مفهومش را از دست داده چه برسه عشق زن ومرد مادره بچه را میزاد میزاره خونه مادرش کمی که بزرگ شد میزاره مهد بعدش هم اگه یه سر سوزن تفاهم نداشته باشن جدا میشن درحالی که هیچکدوم بچه را نمیخوان

سحر

واییییی رویا خیلی باحالی، آخ گفتی بدیدم و مشتاق تر شدم! این شعرتم خییییییییلی خوبه، انگار واقعا خوب توصیف کردی ممنونم عزیزم

لادن

سلاممممممممممم عزیزمممممممممم الهی لب خودت همیشه خندون و دلت شاد باشه