یادش بخیر...

ماه مبارک رمضان خیلی نزدیکه. امیدوارم که مقدمش برای همه ما مبارک باشه.

روزه‌داران عزیز، روزه هاتون قبول و دعاهاتون مقبول

خیال باطلیادش بخیر...

یادش بخیر وقتی به سن تکلیف نرسیده از بوی گل کبابی (کباب تابه ای) که مامانم تازه درست کرده بود بیدار میشدم و تصمیم می گرفتم روزه بگیرم و سحر میخوردم. بعد توی روز همش گرسنه میشدم و میخوردم و به خودم قول میدادم که از این ساعت روزه هستم تا شب و یک ساعت بعد دوباره چیزی میخوردم و دوباره قول و...

یادش بخیر که فقط توی ماه رمضون زولبیا و بامیه پیدا میشد و برای خوردنش باید یک سال صبر می کردیم و توی زمان بعد از جنگ که مزه قند سوخته میداد

یادش بخیر که میزدم شبکه ای که به جای دعای «ربنا» دعای «اسماءالحسنی» رو بخونه و چون تندتر میخوند فکر میکردم اذون این شبکه رو زودتر میگه

یادش بخیر وقتی اولین بار روزه کامل گرفتم یکی از دوستان مامانم گفت ممکنه بچه ات از تشنگی بمیره و مامانم از هولش موقع ربنا بهم آب داد!

یادش بخیر شبهای احیاء پای دعای جوشن کبیر خوابم می گرفت و وقتی بیدار میشدم میدیدم آخرشه و من خواب بودم

یادش بخیر که بوی آش رشته شب نوزدهم هاجر خانوم توی حیاط خونه دیوانه ام می کرد و تا افطار جونم به لب میرسید

یادش بخیر شب بیست و یکم به زور خودمون رو بیدار نگه میداشتیم و وسط دعا فقط واسه یه غلط کوچیک لفظی یه ساعت بهم میخندیدیم و بعد میزدیم توی لوپهامون که شب شهادت خندیدیم و میریم جهنم!

یادش بخیر عید فطرها دستهام توی قنوت طولانی نماز عید می لرزید و وقتی اون شخصی که قنوت رو بلند میخوند به کلمه آخر قنوت (مخلصون) میرسید من فکر میکردم منظورش اینه که خلاص شدیم!

یادش بخیر زمین پشت مسجد صاف نبود و قلوه سنگها زانوم رو موقع سجده نماز اذیت می کرد.

اما حالا...

حالا راحت روزه کامل می گیرم. حالا سحری سبک میخورم. حالا زولبیا و بامیه زعفرونی خوب همیشه میشه پیدا کرد!

حالا میدونم همه شبکه ها همزمان اذون میگن . حالا اصلا تا نزدیک افطار خونه نیستم که بوی آش هاجر خانوم کلافه ام کنه.

حالا همه دعای جوشن کبیر رو کامل با همه اعمال شبهای قدر انجام میدم و خوابم نمیگیره. حالا دیگه اصلا شب شهادت خنده ام نمیگیره. حالا دیگه قنوت طولانی نماز عید اذیتم نمیکنه و دستهام نمی لرزه و زمین پشت مسجد هم آسفالت شده و صافه

اما نمیدونم چرا اونوقتها بیشتر مزه میداد. اصلا حال و هوای شهر و محله بهتر بود. اخلاق همه هم بهتر بود.

چند ساله هر وقت نزدیک ماه مبارک رمضان میشه یاد سوال یه دوست می افتم که یه روز ازم پرسید: « ماه رمضون همه ادعا میکنن که توبه کردن و دیگه نمیخوان هیچ گناهی کنن اما بعدش هیچ تغییری به وجود نمیاد و هیچی عوض نمیشه. چرا؟» واقعا چرا؟؟

چند خط از دعای امام سجاد در شروع ماه مبارک رمضان تقدیم به همه دوستانم: «بارالها، تو را به حق این ماه رمضان و به حق هر کس که از آغاز تا پایان آن بندگى تو کرده، سوگند مى‏دهم که بر محمد و آلش درود فرست، وما را در این ماه به کرامتى که به اولیاء خود وعده دادى سزاوار کن، و آنچه را که براى اهل سعى و کوشش در طاعت و عبادت قرار داده‏اى براى ما قرار ده، و ما را در سایه رحمتت در ردیف کسانى قرار ده که استحقاق برترین مرتبه را نزد تو پیدا کرده‏اند.» آمین

/ 6 نظر / 47 بازدید
فرشته

حال و هوای اون روزها رو برام تازه کردی حسابی احساسی شدم واقعا یادش بخیر به امید روزهای بهتر خواهرت

آبجی مریم

خداوندا عزیزم را تو یاری کن پناهش باش ودر حقش تو کاری کن الهی هرچه میخواهد نصیبش کن خدایا بر لبش لبخند جاری کن شاد و سلامت ودر همه امور زندگیت موفق باشی

مريم

روياجون بهت تبريك مي‌گم. مطمئنم وبلاگ تو از بهترين وبلاگ‌ها ميشه چون نويسندش از مهربون‌ترين آدم‌هاييه كه خدا آفريده و قلبش مثل آب پاك و زلاله. برات آرزوي پيروزي و تندرستي دارم.

منیر جلالی

سلام خانم رویا صفرزاده از اینکه وبلاگ نویسی رو شروع کردید تبریک می گم. درسته که هنوز سعادت دیدنتون رو نداشتم ولی از ایمیلهای ارزشمندتون بهره مند شدم. امیدوارم همواره موفق و موید باشید. به امید دیدار

مهناز

سلام رویا جون. مطالبی که تو وبلاگت آوردی خییییییییلی جالب بود. همینطور موسیقی بی کلامش خیلی خیلی ارامش بخشه و نشون میده سلیقه خوبی داری عزیزم. امیدوارم روز به روز وبلاگت پربارتربشه. قرررررررررربونت مهناز

اسراء

سلام رویا جان.چقدر خوب اون روزها رو توصیف کردی.واقعا از خوندن متن زیبات لذت بردم.[گل]