یک حرف عادی و ...

روزه‌هاتون توی این روزهای گرم و بلند قبول باشه و واقعا خدا قوت...

حتما برای شما هم پیش اومده که بعضی وقت‌ها حرف‌هایی میشنوید که فکرتون رو مشغول میکنهخیال باطل یا همش توی ذهنتون هست. یک حرف عادی هست که خودتون هم میدونستید اما تا بحال به دقت نکرده بودید!

توی مترو خسته و تشنه ایستاده بودمخمیازه. خانمی که روبه روی من نشسته بود حرفهای مختلفی میزد اما تو بین حرفهاش گفت: قربونه خدا برم، نگاه کن این همه جمعیت اینجا و بیرون اینجاست. این همه آدم توی روز می‌بینیم اما یکیشون شبیه اون یکی نیست. هرکسی یه صورت و شکلی داره..

آقا اینو من شنیدمهیپنوتیزم از اون ساعت هی دارم مردم رو نگاه میکنم. اِ  این شبیه این نیست. اِ اون هم شبیه اون یکی نیست. آره‌ها ببین همه این آدمهای توی اتوبوس با هم فرق دارن. آدمهای خیابون. همکارهام هم شبیه هم نیستن. خلاصه تقریبا کلافه شدم و همش به ملت نگاه میکنم. کلافهتفاوت چهره ها به کنار این تنوع ظاهرها دیگه بدتر من رو مشغول کرده. اینهمه تنوع؟؟؟؟

چهره‌ها هم مثل اثر انگشت متفاوت خلق شدند و چه بسا به تعداد همین ظاهرهای متفاوت، باطن‌ها و شخصیت های پیچیده و متفاوت وجود داشته باشه!

پی نوشت: خدایی شما هم دقت کنید.. همه با هم فرق دارن... این همه آدم!!!!!!!!!

پی نوشت2: البته این تفاوت چهره رو درگربه‌ها دقت کرده بودمنیشخند

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوبه

خداوند برای آفرینش انسان به خودش آفرین گفته این همه تنوع ورنگ نه فقط درمورد انسانهااین همه موجودات و گیاهان [گل]تبارک الله احسن الخالقین[گل]

یه دوست

یک لحظه تفکر از هفتاد سال عبادت بالاتر است احسنت به تو که اهل تفکر هستی طاعات وعباداتت مقبول درگاه حق

نازنین

سالها پیش از این زیر یک سنگ گوشه ای از زمین من فقط یک کمی خاک بودم همین یک کمی خاک که دعایش پر زدن آن سوی پرده آسمان بود آرزویش همیشه دیدن آخرین قله کهکشان بود خاک هر شب دعا کرد از ته دل خدا را صدا کرد یک شب آخر دعایش اثر کرد یک فرشته تمام زمین را خبر کرد و خدا تکه ای خاک برداشت آسمان را در آن کاشت خاک را توی دست خود ورز داد روح خود را به او قرض داد خاک توی دست خدا نور شد پر گرفت از زمین دور شد راستی من همان خاک خوشبخت من همان نور هستم پس چرا گاهی اوقات این همه از خدا دور هستم؟!

راز سلامتی از امام صاذق(ع)

امام صادق علیه السّلام درمورد سلامتی به طبیب هندی فرمود: من حرارت را با سردى، و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشکى، و خشکى را با رطوبت درمان مى کنم، و مسأله تندرستى را به خدا وامى گذارم و براى تندرستى دستور پیامبر را به کار مى برم که فرمود: «شکم خانه درد است، و پرهیز درمان هر دردى است، و تن را به آنچه خوى گرفته باید عادت داد». طاعاتتان مقبول درگاه حق یاعلی[گل]

نجلا

سلام عزیزم[گل] طاعات و عبادات شما قبول باشه [قلب] الان منم فکرم درگیر این موضوع شده [ابرو] توی این روزها و شب های مبارک منو هم دعا کنی[گل]

دختربرفی

[گل]سلاام[گل] چه حرفهای قشنگی به ذهنت میرسه و مینویسی سایتت رو به مامانم نشون دادم خیلی خوشش اومده میشینه میخونه اما میگه نظر نمی دم خودت نظر بدی کافیه حالا منم هم از طرف خودم و هم مامانم میگم برای این همه نوشته های قشنگ و آموزنده تشکر[قلب][ماچ][پلک] همیشه موفق باشی[گل]

فاطمه

خیلی جالب بود

سمیه

خیلی جالب بود. چون تیپ میشه شبیه هم باشه اما خدایی ظاهرها فرق دارنو جالب دیگه اما به نظر من همه گربهها شبیه همن[ابله]

اعظم

خانم خانما طاعات عبادات قبول بسه ديگه اينقدر دعا نكن بيا اينجا رو گردگيري كن پر خاك شد[چشمک]

لادن

ایند فعه منم باید خوب دقت کنم رو چهره ها [لبخند]البته بیشتر رو گربه ها حداقل اونا نمیگن چرا زل زدی بهم[چشمک]