یک تیپ شخصیت

بعضی از آدمها توی یه توهم و خیال به سر میبرن. من به این آدمها دروغگو میگفتم. اما بعد از این که با یکیشون آشنا شدم، دیدم نه. بنده خداها رو نمیشه توی گروه دروغگویان به حساب آورد.

من روی شخصیت و کلام آدمها دقت زیاد دارم. حافظه ام هم برای نگهداری حرفها خیلی خوب کار میکنه. این جور آدمها به معنای واقعی کلمه، میتونیم بگیم غرق شده در دنیای وهمی خودشون هستند. طفلک ها

برای مثال یکی رو میشناسم که فکر میکرد توی کارش خیلی قوی هست. با همکارم  ازش کاری رو خواستیم (طراحی یه فرم) به طرزی این کار رو بد انجام داد که تمامش اصلاح و بازبینی خواست. یک بار دیگه هم من به طور شخصی ازش یه کمک در مورد یه کار تحقیقاتی دانشگاه خواستم. اینقدر ضعیف کار کرد که همکارم متعجب موند و گفت: از ایشون بعید هست. آخه اینقدر بی سر و ته؟؟ ولش کن بذار خودم کمکت میکنم. 

حتی چند روز پیش که چند تا همکار دور هم جمع بودیم در موردش صحبت شد که یکی گفت: فلانی که همیشه بلوف میزنه و بزرگنمایی میکنه!!!

دلم براشون میسوزه. بنده خداها همیشه هم دنبال جاه و مقام هستن با توجه به تصور خودشون در توانایی! اما سیستم واقعیت و اندازه اونا رو میبینه. مسلما پست بهشون نمیده، برای همین هم همیشه خدا شاکی و ناراحت هستن و فکر میکنن حقش رو خوردن! همیشه دارن اذیت میشن. همیشه داغون هستند و همیشه حالشون بده چون فکر میکنن در حقشون ظلم شده.

اینجور آدمها حتی در عشق و محبت هم همینن. ادعای خیلی زیاد اما در عمل از یه دختر خانه نشین دوره قجر هم محدودتر و ضعیف ترن. جالبه حتی در توان و قدرت جسمی خودشون هم دچار خیالات هستن اما تقریبا همیشه مریض احوالن.

خود به خود بدون اینکه خودشون بخوان از انسانیت و شعارهای مربوط به اون دم میزنن اما درون خودشون در لایه های پنهان روحی روانی خودشون بنده مادیات هستند. ناخودآگاه به نظرشون آدمهای به ظاهر پولدار، انسانهای خوب و برتر میان و سر خم میکنن.

مثلا فکر میکنن آدمهای ساده و با انسانیت رو دوست دارن و براشون مهم هست اما به پاش که بیوفته روح و قلب اونا رو له میکنن. شاید توی این دنیای فانی قانون همین هم باشه  اما ... اما... اما...

خلاصه همه چیزشون در توهم خودساخته خودشون هست. بعضا آدمهای بدی نیستن. گاهی دوست داشتنی هم هستن. نمیخوان بد باشن. دلشون میخواد آدمی باشن که ازش میگن. خودشون همون آدم خیالی رو میخوان. سعی هم میکنن. اما خب تواناییش رو ندارن.

حالا اینا رو گفتم که بگم چند هفته ای هست به این نتیجه رسیدم که: اینا جز دروغگوها نیستن. من همیشه میگفتم دروغگو هستند. خواستم این تجربه رو به اشتراک بذارم که اگر کسی با این شخصیت در اطرافتون دارید، حرص نخورید... اینا اینطورین... تنها کاری که میتونید بکنید اینه که روی حرفشون حساب نکنید... یعنی اهمیت ندید... یا کارتون رو خودتون انجام بدید.. باهاشون نجنگید که بهشون ثابت کنید که اینطورین.. قبول نمیکنن چون عمدی نیست و فقط اعصاب شما از بین میره ... یه نوع صفت درونی هست دیگه... درک کنید، اما توجهی به حرفهاشون نکنید...

/ 9 نظر / 45 بازدید
اعظم

عجب من تا حالا ندیدم از اینا

مهرداد ارسنجانی

ما به این آدم ها میگیم "آقاجونی" یکی از هم کلاسی هام اینطور بود ، بقیه بهش میخندیدند ، من فقط گوش میدادم به حرفاش ، نه میخندیدم ، نه تایید میکردم ، نا تکذیب... برای همین خیلی با من رفیق بود مثلنی !

فرشته

عجب چی بگم والا من کسی رو میشناسم که همین حالات رو داره اما در مسایل دینی و مذهبی و خیلی فکر میکنه انسان درستی هست اما دچار توهم هست چون کارهایی که انجام میده به نگرشی که فکر میکنه داره اصلا نمیخوره هههههههههههههههههههه به امید روزهای بهتر خواهرت [فرشته]

نازنين

سلام گلم ريخته توي مملكت كلا همه دچار توهم هستند البته عزيزم اينم بگم كه كاملا درك كردم منظورت رو از اين كه يك تيپ شخصيت چطوريه راهكارت هم جالب بود. هيچي نگيم فقط نگاش كنيم[خوشمزه]

s

کاملاموافقم

marziyeh

آه حس غم انگیز خود شیفتگی و ادامه ماجرا ... واه و واه و واه

صدف

عزیزم نکنه تفسیرت از این شخص خودت بود[چشمک][چشمک][چشمک] آخه بعضی ها خودشونو به نام دیگران صرف می کنن [پلک]

عارف

سلام، چه جونورا بوده

سميه

به قول خودت پس خاك تو سرش هركي كه اينطوريه خانم صدف يا هركي حرفت خيلي بي منطق و با عرض پوزش فرداوان احمقانس تو رويا رو نميشناسي از هرچيزي توي زندگي داره درس ميگيره و بيان ميكنه اگر نگاهي به مطالبش از سال 90 كه خودم از خوانندهاش بودم بندازي ميشناسيش و رويا جان خيلي با صبر جواب دادي حقش منم بودم اينطور مظلوم نمي نوشتم خير صدف جان