بازم من و تاکسی

هیچوقت فکر نمی‌کردم بتونم در مورد عقایدم و دفاع از اونا روبه‌روی یک جراح سن و سال‌دار بایستم. کلی به خودم امیدوار شدم.

آقای جراح بزرگ ماشینش رو با جرثقیل برده بودن و مجبور شده بود با تاکسی بره بیمارستان و همسفر ما شد. کمی حرف‌های قلمبه سلمبه زد و ماشین رو تحت‌تاثیر قرار داد. منم داشتم آهنگ گوش میکردم مثل همیشه به بحث‌های دیگران کاری نداشتم اما دیدم نه زیادی که هیچ داره مستقیما توهین میکنه و دروغ میگه.

گفتم ببخشید اینی که شما میگی اینطور نیستا. صدای خیلی بلندی هم داشت و صدای من گم شد. بعد که دوباره کمی حرف زد گفتم: البته هم سن شما از ما خیلی بیشتره و احترامتون واجب و هم ماشالا صداتون که نمیذارید صدای کسی دیگه شنیده بشه. کمی ساکت شد. دوتا بغل دستی‌ها که یکی درمیون دکتر دکتر میکردن و مثل اکثریت کاملا جوگیر شده بودن. راننده بیچاره میخواست دفاعی کنه چیزی نمیدونست. منم نمیدونستم اما تاجایی که تونستم دلایل منطقی آوردم.

نمیگم چی گفتم و چی شنیدم چون وبلاگ من سیاسی و جای بحث و دعوا نیست. و البته نه اون قانع شد و نه من اما برگشت نگاهی به من انداخت و منم لبخند عمیقی بهش زدم. گفت چی کاره‌ای؟ گفتم کارمند!

کلا بحث رو دوست ندارم. اما این که یه نفر با حرفهای قلمبه سلمبه بخواد دیگران رو منحرف کنه و دروغ بگه خیلی بدم میاد. هیچوقت هم غرض نداشتم اما دروغ به اون بزرگی هم برام قابل هضم نیست. راننده آخر گفت: حالا باید حقیقت رو از کجا پیدا کنیم؟ جناب جراح فرمودند: اینی که من میگم و این کتابهای تاریخی! منم گفتم ببخشید چطور چیزایی که در تاریخ این سمت نوشته سراسر دروغ و اشتباهه و تاریخ اون سمت درسته؟؟؟؟؟ بعد هم گفتم من کلا تاریخ رو خیلی قبول ندارم

بعد به آقای راننده گفتم: حقیقت و درستی چیز سختی نیست. هرچیزی که قلبت و وجدانت گفتند درسته و عقلت هم تایید کرد مطمئن باش حقیقت همونه. خوب بودن پیچیده نیست فقط برای بدها خیلی سخته. از ازل تا ابد هم خوب خوب بوده و مشخص و بد بد بوده و مشخص

بعد پیاده شدم و رفتم. اما بهم خیلی مزه داد. البته دیگه تا اینطور شرایط نشه مثل همیشه مسافر خاموش خواهم بود. اما این یکی اصلا راه نداشت!

/ 11 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی

عزیزمممممممممممممم علاوه بر مهربونی خیلی هم شجاعی ایول [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست] [دست]

نجلا

سلام عزیزم[ماچ] به دوست خوبم افتخار میکنم که علاوه بر مهربون و حساس بودن با بیان شیوای خودش از حقیقت هم دفاع میکنه [دست][دست]

اعظم

آفرررررررين خيلي باحالي

مژگان احمدی

خوب بود خوشم اومد هر کسی که دکتره دلیل نمیشه که ازهمه چی سردرمیاره خوب کردی باهاش بحث کردی ای ول [مغرور]

میلا

سلاممم دوست خوبم موفق باشی همیشه و همیشهه

ناهید

سلام رویا جون خوشم اومد به موقع حالش رو گرفتی با چه حالی رفته بیمارستان [نیشخند]

گنجول

خییییییییییییییییییییییییییلی خوب بود.

مهدی

كلبه زيبايي داري سال نو مبارك به باغچه گل مريم هم سري بزن منتظريم./ www.nicemaryam.ir

zal

ye site tooop baraye kasbe daramad az weblog foqolade khube az hame sita behtare khodam testesh kardam faqat emtehan kon

رضا

موفق باشی . و خسته نشی